تبليغاتX
*** ســلــطـــان وبلاگـهــا ***

*** ســلــطـــان وبلاگـهــا ***


اینجا انتهای زمین است...
درست لحظه ی مرگ انسانیت...
جایی که دست های مادران بوی خ...ون می دهد!!!
بوی "جنایت"
و آبهای راکدش طعم کودکانی را می گیرد که بی نفس خفه می شوند در خفقان این نکبت آباد!
معصومیت ها دریده می شوند...
و "آدم "ها...
همین ما آدم ها...
چه ساده می گذریم از کنار درد هایمان
"این درد های مشترک"
اینجا انتهای زمین است...
درست همین جایی که ما ایستاده ایم!!!!
نوشته شده در یکشنبه هشتم آبان 1390ساعت 22:38 توسط چپ دست عاشق| |

یک روز یه ترکه

اسمش ستارخان بود، شاید هم باقرخان..؛

خیلی شجاع بود، خیلی نترس..؛

یکه و تنها از پس ارتش حکومت مرکزی براومد، جونش رو گذاشت کف دستش و سرباز راه مشروطیت و آزادی شد، فداکاری کرد، برای ایران، برای من و تو، برای اینکه ما تو این مملکت آزاد زندگی کنیم

 

 یه روز یه رشتیه

اسمش میرزا کوچک خان بود، میرزا کوچک خان جنگلی؛

 برای مهار کردن گاو وحشی قدرت مطلق شاه تلاش کرد، برای اینکه کسی تو این مملکت ادعای خدایی نکنه؛ اونقدر جنگید تا جونش رو فدای سرزمینش کرد

 

 

 یه روز یه لره

 اسمش کریم خان زند بود، موسس سلسله زندیه؛

ساده زیست، نیک سیرت و عدالت پرور بود و تا ممکن می‌شد از شدت عمل احتراز می‌کرد

 

یه روز یه قزوینی

به نام علامه دهخدا؛

از لحاظ اخلاقی بسیار منحصر بفرد بود و دیوان پارسی بسیار خوبی برای ما بر جا نهاد

 

 

 یه روز ما همه با هم بودیم...، ترک و رشتی و لر و اصفهانی

 تا اینکه یه عده رمز دوستی ما رو کشف کردند و قفل دوستی ما رو شکستند...؛

 حالا دیگه ما برای هم جوک می‌سازیم، به همدیگه می‌خندیم!!! و اینجوری شادیم

 این از فرهنگ ایرانی به دور است. آخه این نسل جدید نسل قابل اطمینان و متفاوتی هستند

 پس با همدیگه بخندیم نه به همدیگه

*

در روزگاری که بهانه‌های بسیار برای گریستن داریم

شرم خندیدن، به مضحکه هم میهنانمان را بر خود نپسندیم.

کار سختی نیست نشنیدن، نخواندن و نگفتن لطیفه‌های توهین آمیز...

با اراده جمعی این عادت زشت را به ضدارزش تبدیل کنیم.

رخشان بنی اعتماد

 *

آنقدر این متن را بفرستیم و

 بخوانیم تا عادتهای قجری در خندیدن به

 هموطن (آنکه در دیده ما جا دارد) در ما بمیرد

 و با هم یکی باشیم

مثل همیشه،

 مثل زمانهای سختی و مثل زمانهای جشن و افتخار
نوشته شده در یکشنبه سوم مهر 1390ساعت 1:11 توسط چپ دست عاشق| |


مرژانو - یک سؤال مخصوص تیزهوشان ؟؟

 

به عکس نگاه کنید وسعی کنید شخص موجود در عکس را پیداکنید


فقط ۱۲۰ ثانیه (۲ دقیقه) بیشتر ادامه ندهید زیرا تیز هوش نیستید

 

.
.
.
.

جواب پایین صفحه است


:چند بار سعی کنید قبل ازاینکه جواب را ببینید

.
.
.
.
.
.
..
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
..
.
.
.
.
.
.
.
نتونستی پیداش کنی؟
.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

 

.
اشکال نداره،رفته زیر آب.

اومد بیرون،خبرت میکنم

نوشته شده در یکشنبه سوم مهر 1390ساعت 0:57 توسط چپ دست عاشق| |


مرژانو - وقتی دختر پسرا دور هم خلوت کنن!!

وقتی پسرا دور هم خلوت میکنند ؟

- ای رامین بدبخت دلت بسوزه همون دختری که به تو نخ نمیداد من رفتم شمارشو گرفتم
- من بدجوری عاشقش شدم . اگه این خوشکله با من دوست بشه من همه ی دوست دخترهام رو کنار میگذارم


- بچه ها این دختره رو دیدین که مانتو صورتی میپوشه و یه عینک آفتابی هم میزنه . وقتی هم که توی دانشگاه راه میره هیچکی رو تحویل نمیگیره . باید حالشو بگیریم


- ما اینیم دیگه بالاخره شماره رو دادیم به دختره


- بچه ها من میخونم شماها دست بزنید ... امشب خونمون بعله برونه ..امشب خونمون عشق و جنونه ...

- بر و بچ جاتون خالی امروز رفتیم کافی نت یه رومی رو به گند کشیدیم



وقتی دخترا دور هم خلوت میکنند ؟



- وای این انگشتر رو کی خریده ؟ چقدر قشنگه !!!!!


- وای الهام جون نبودی امروز من با اون پسره قرار داشتم . اینقدر با هم حرف زدیم . حتی اسم بچه هامون هم انتخاب کردیم


- من خیلی دلم میخواد آی دی این پسره رو بدست بیارم تا باهاش چت کنم .


- امروز یه پسره خوشتیپ و با کلاس توی دانشگاهمون اومده بود . هر چی عشوه و ناز کردم براش تحویلم نگرفت . مگه من خوشکل نیستم


- سارا دیدی چه پسره مودبی توی فروشگاه بود . حتی توی صورتمون هم نگاه نکرد . خیلی پسره سر به زیری بود من که دلم پیشش گیر کرده


- مینا دختر با خودت چیکار کردی . چرا این همه چاق شدی . حالا باید بری بدن سازی اندامت رو بسوزونی تا این لباسهای تنگی که گرفتی اندازه ی تنت بشه


- راستی شیلا امشب میایی خونه ی ما . امشب جشن تولد منه . حتما بیا . چون میخواهیم کلی برقصیم
نوشته شده در یکشنبه سوم مهر 1390ساعت 0:54 توسط چپ دست عاشق| |

مرژانو - طنز هایی از اقایون متاهل !
 
مردها بر اثر كمبود عاطفه ازدواج می كنند
بر اثر كمبود حوصله طلاق می دن
ولی نكته جالب اینه كه بر اثر كمبود حافظه دوباره ازدواج می كنند !!!! ؟؟؟؟؟؟؟
مردها سه تا آرزو دارن:
- اونقدر كه مامانشون می گن خوش تیپ باشن!
- اونقدر كه بچه شون می گن پولدار باشن!
و مهمتر از همه اینكه :
- اونقدر كه زنشون شباشن !!!!!! ؟؟؟؟؟؟؟
بیشتر مردان موفقیت شون رو مدیون زن اولشون هستند و
زن دومشون رو مدیون موفقیت شون !!!!!!!!! ؟؟؟؟؟؟؟؟
مرد اولی: امان از دست این زنها!؟ زنم تمام دارائیمو برداشت و رفت!
دومی: خوش به حالت! زن من تمام دارائی مو برداشت و نرفت !!!! ؟؟؟؟؟
زن به شوهر: من احمق بودم كه باهات ازدواج كردم!
مرد: عزیزم چرا عصبانی می شی! خب من هم عاشقت بودم اینو نفهمیدم !!!! ؟؟؟؟؟
فرق پیر دختر با پیر پسر:
اولی موفق نشده ازدواج كنه
ولی دومی موفق شده ازدواج نكنه !!! ؟؟؟
یه ضرب المثل آموزنده هست كه می گه:
مردن برای زنی كه عاشقشی از زندگی باهاش آسون تره !!!!! ؟؟؟؟؟؟
مرد به زن: عزیزم ممنونم ازت! تو اعتقاد به دین رو به زندگیم آوردی!
چون من قبل از ازدواج م’ وجود نداره !!!!! ؟؟؟؟؟؟؟
زمانی كه یك زن كه با مردی ازدواج می كند انتظار دارد كه او تغییر كند ولی اینگونه نمی شود
زمانی كه یك مرد با زنی ازدواج می كند مطمئن است كه آن زن تغییر نمی كند و اینگونه می شود
یك زن در بحث حرف آخر را می زند
بعد از آن، هر حرفی كه مرد بزند، شروع یك بحث جدید است
و خداوند زن را آفرید تا هیچ مردی به مرگ طبیعی نمیرد (سوره سكته آیات حرص تا دق(

زن به شوهرش میگه: شوهر همسایه هر روز صبح كه میخواد بره سر كار زنش رو میبوسه! تو چرا این كار رو نمی كنی؟
شوهر میگه: آخه من كه زنه رو خوب نمی شناسم!!
بچه از باباش میپرسه: بابا، تو بهشت زنها از شوهراشون جدا زندگی میكنند یا باهم هستن؟
باباهه میگه: بچه جون، اگه زنها با شوهراشون یكجا باشن كه آنجا دیگه بهشت نمیشه‎ !!!
مرد احساس را كشف كرد و زن عشق را،
مرد كار را كشف كرد و زن خانه داری را،
مرد پول را اختراع كرد و زن خرید را،
از آن زمان، مرد چیزهای بسیار زیادی كشف و اختراع كرد، و زن همچنان در حال خرید است ‎ !!!
یك زن نگران آینده است تا زمانی كه شوهر كند
یك مرد هرگز نگران آینده نیست تا زمانیكه زن بگیرد
یك مرد موفق مردیست كه درآمدش بیشتر از مبلغی باشد كه زنش خرج می كند
یك زن موفق زنیست كه بتواند چنین مردی را پیدا كند
برای اینكه با یك مرد شاد باشید باید او را كاملا درك كنید و كمی دوست داشته باشید
برای اینكه با یك زن شاد باشید باید او را كاملا دوست داشته باشید و اصلا سعی نكنید كه او را درك كنید
مردان متاهل بیشتر از مردان مجرد عمر می كنند در عوض مردان متاهل بیشتر آرزوی مرگ می كنند
برنده جایزه نوبل ادبیات در زمان تقدیم جایزه خود به همسرش گفت: 
این جایزه را به همسر عزیزم تقدیم می كنم كه با نبودش باعث شد من بتونم این كتاب را تمام كنم!
زن خوب مثل دایناسور می مونه كه نسلش منقرض شده
نوشته شده در یکشنبه سوم مهر 1390ساعت 0:40 توسط چپ دست عاشق| |


وقتی زانوانت برای دیگری زمین را لمس کرد...


دلم برای زانوان خاکی ام سوخت...


نوشته شده در شنبه دوم مهر 1390ساعت 2:50 توسط چپ دست عاشق| |

 

669966666669999996669999996669966669966669999666669966669966
669966666699999999699999999669966669966699669966669966669966
669966666669999999999999996669966669966996666996669966669966
669966666666699999999999966666699996666996666996669966669966
669966666666666999999996666666669966666996666996669966669966
669966666666666669999666666666669966666699669966669966669966
669966666666666666996666666666669966666669999666666999999666

press ctrl+F

2.) type 9
3.) click Highlight all

نوشته شده در جمعه بیست و هشتم مرداد 1390ساعت 16:30 توسط چپ دست عاشق| |

 

 یه دوست پسر هم نداریم بهش بگیم مشروط شدم این ترم بگه عیب نداره عزیزم تو واسه من همیشه الف هستی

یه دوست پسر هم نداریم بهمون قول شرف بده که صبح جمعه از خوابش میزنه و میریم بیرون

یه دوست پسر هم نداریم به انداره مصرف یه هفته مون از ماشینش دستمال کاغذی برداریم

یه دوست پسر هم نداریم مجبورش کنیم اسم مارو رو بازوش خالکوبی کنه

یه دوست پسر هم نداریم بهمون پیشنهاد بیشرمانه بده حتی ماهم کلی کولی بازی در بیاریم

یه دوست پسر هم نداریم با وضع فجیع بریم بیرون همه بگن تو چرا این شکلی شدی بگیم اونی که باید بپسنده پسندیده

یه دوست پسر هم نداریم قاصدک ببینیم بپریم روش بگیم وای ازش خبر آورده

یه دوست پسر هم نداریم از سربازی معاف باشه هر روز بهش بگیم سربازی واسه تو لازم بود خیلی لوس بار اومدی

یه دوست پسر هم نداریم آکات بزنیم به خودمون بگه وای عزیزم بوی شَنِل میدی

یه دوست پسر هم نداریم شارژ ایرانسل بده بهمون بگه خطت رو شارژ کن زود به خودم زنگ بزن

یه دوست پسر هم نداریم هر روز بهش بگیم ای کاش رشد عقلتم مثل رشد سیبیلت بود

یه دوست پسر هم نداریم همیشه حرفمون رو گوش کنه نه فقط موقعی که بهش می گیم دیگه به من زنگ نزن

یه دوست پسر هم نداریم بگه چه خبر عزیزم بگیم داری بابا می شی

یه دوست پسر هم نداریم هی واسش از جذابیت آقایون کچل بگیم که آخر سر بره دونه دونه موهاشو بکنه جذاب شه

یه دوست پسر هم نداریم هی بهش بگیم من ۶ تا خواستگار دکتر دارم زود باش تکلیف منو روشن کن

یه دوست پسر هم نداریم که دیگه هی نگیم من به عشق اعتقادی ندارم

یه دوست پسر هم نداریم هی انگشتمونو بزنیم به پهلوش دو متر بپره بخندیم بهش

یه دوست پسر هم نداریم با شماره دوستش امتحانمون کنه ما هم سربلند از امتحان بیایم بیرون

یه دوست پسر هم نداریم وقتی ناراحتیم الکی از این حرف های امید دهنده بزنه مثلاً همه چی آرومه و اینا

یه دوست پسر هم نداریم بهش بگیم می خوام پراید بخرم بگه بقیه پولشو من می دم ۲۰۶ بخر

یه دوست پسر هم نداریم که ثانیه به ثانیه یادآوری کنه که ما فقط دوستای معمولی هستیم

یه دوست پسر هم نداریم خودمونو واسش لوس کنیم بگه خبه خبه ادای احمق ها رو در نیار

یه دوست پسر هم نداریم یه کم شعور داشته باشه به شعورش توهین کنیم

یه دوست پسر هم نداریم بهمون بگه مواظب خودت باش از پیاده رو برو رسیدی خونه تک بزن

یه دوست پسر هم نداریم نگران این باشیم که یه وقت تو برنامه هاش سفر یه هفته ای به تایلند نزاره

یه دوست پسر هم نداریم وقتی عصبانی هستیم با فامیل صداش کنیم مثلاً گوش کن آقای فلانی

یه دوست پسر هم نداریم برادرزاده ی ۷ سالمون نیاد بگه عمه فکر کنم هیشکی تورو دوست نداره

یه دوست پسر هم نداریم سرما بخوره هی قربون صدقه صدای گرفتش بریم

یه دوست پسر هم نداریم اس ام اس عاشقونه بفرسته واسمون به جای جواب عاشقونه گیر بدیم این اس ام اس رو کی برات فرستاده؟هـــــــــــــا

یه دوست پسر هم نداریم شب ها آرزوی وصال کنه روزها آرزوی فراق

یه دوست پسر هم نداریم بدونه اس ام اس رو فقط نمی خونن بلکه جواب هم میدن

یه دوست پسر هم نداریم هی سفر کاری با دوستاش بره شمال

یه دوست پسر هم نداریم از ترس ترور شخصیتی بخاطر سیبیل هامون هر دو روز یه بار بریم آرایشگاه

یه دوست پسر هم نداریم تو خیابون گربه ببینیم بپریم بغلش بگیم وای ببخشید از ترس بود

یه دوست پسر هم نداریم درک صحیحی از زمان داشته باشه.میگه ۵ دقیقه دیگه زنگ می زنم هفته ی بعد زنگ نزنه

یه دوست پسر هم نداریم وقتی میگیم داره واسم خواستگار میاد ناراحت بشه نگه چه خوب


یه دوست پسر هم نداریم هر روز بهش بگیم تو دیگه مرد شدی وقت زن گرفتنته

یه دوست پسر هم نداریم هر وقت میره مسافرت شارژر گوشیشو جا بزاره تا برگرده گوشیش خاموش باشه هر غلطی خواست بکنه

یه دوست پسر هم نداریم......

نوشته شده در جمعه بیست و هشتم مرداد 1390ساعت 16:8 توسط چپ دست عاشق| |



http://www.aksmod.com/wp-content/uploads/2010/03/001288797885.jpg

آیا میدانستید : محمدعلی کشاورز بازیگر توانای سینمای ایران به تنهایی زندگی می کند
آیا میدانستید : فرزند ارشد داود رشیدی به نام فرهاد مدرک علمی پروفسوری دارد

آیا میدانستید : پدر محمد رضا گلزار یک مهندس عالی رتبه ی ساختمان است
آیا میدانستید : سیاوش خیرابی اصالتا آذری بوده و از اهالی منطقه خیراب تبریز به حساب می آید 

آیا میدانستید : درنا مدنی یکی از بهترین دستیاران کارگردان در سینما دختر خانم رویا تیموریان است
آیا میدانستید : ورود الناز شاکردوست به دنیای بازیگری کاملا اتفاقی بوده و جایگزین هم دانشکده ای خود شده است

آیا میدانستید : علی لهراسبی زمانی مربی سرود در کانون پرورش فکری کودکان بود
آیا میدانستید : ملیکا زارعی ( خاله شادونه ) مجری برنامه های کودک خواهر مریلا زارعی بازیگر سرشناس سینماست

آیا میدانستید : شهاب حسینی علاقه ی شدیدی به گویندگی رادیو دارد و یکی از آرزوهای او راه اندازی یک رادیوی خصوصی در منطقه لواسان است
آیا میدانستید : پدر رضا کیانیان عاشق بازیگری بود . اما وقتی آقا رضا برای حضور پدرش در یک فیلم خوب پادرمیانی کرد درست یک هفته مانده به شروع کار پدر ایشان دار فانی را وداع گفت

آیا میدانستید : مهران مدیری یک بیلیارد باز قهار است و تقریبا هیچ کسی حریف او در اسنوکر نمی شود . درست برعکس چیزی که در مرد هزار چهره دیده اید
آیا میدانستید : فاطمه معتمد آریا و حمید جبلی از عروسک گردان های مجموعه ی ماندگار مدرسه موشها بودند

آیا میدانستید : در صحنه تعقیب و گریز خانم افشار و محمد رضا گلزار در فیلم آتش بس زمین خوردن آقای سوپراستار کاملا اتفاقی و طبیعی بوده و دقیقا به همین دلیل مورد استفاده قرار گرفته است
آیا میدانستید : اتومبیل شهاب حسینی در فیلم سوپراستار (پرادوی سفید ) متعلق به خانم میلانی بوده و ایشان علاقه ی زیادی به این ماشین دارد

آیا میدانستید : احمد پور مخبر برای تست بازیگری پسرش سر کار عطاران رفته بود اما خودش قبول شد ! حالا پسرش مدیر برنامه های اوست
آیا میدانستید : حامد بهداد علاقه شدیدی به مارلون براندو دارد و در تمام پیامک های خصوصی خودش را براندو معرفی می کند

آیا میدانستید : تنها سوپراستار ایرانی که اهمیت چندانی به نوع اتومبیل خودش نمی دهد خانم هدیه تهرانی است و او زمانی یک پراید سفید داشت
آیا میدانستید : مرضیه برومند علاقه زیادی به بازیگری دارد و در چند ساخته ی خوش نقش کوتاهی بازی کرده است

آیا میدانستید : داستان فیلم ارتفاع پست تفاوت های بسیار زیادی با داستان واقعی آن دارد و برخی از پرسنل امنیت پرواز از این بابت گلایه دارند
آیا میدانستید : دیالوگ ماندگار – همه ی عمر دیر رسیدیم – در فیلم سوته دلان پیشنهاد جمشید مشایخی به مرحوم علی حاتمی بوده است

آیا میدانستید : تمام صحنه های اکشن سریال معروف خواب و بیدار را رویا نونهالی خودش بازی کرده و هیچ بدل کاری در کار نبوده است
آیا میدانستید : سعید پیردوست و مسعود کیمیایی و فرامرز قریبیان در دوران مدرسه پشت یک نیمکت می نشستند و هنوز هم رفقای درجه یک هم هستند

آیا میدانستید : تهمینه میلانی و سیروس مقدم هردو دستیاران ویژه مسعود کیمیایی در دهه ی شصت بودند
آیا میدانستید : شهاب حسینی به همراه نادر سلیمانی و سعید آقاخانی و … یک گروه تئاتر طنز داشتند که بارها در شهرستانها برنامه اجرا کرده بودند

آیا میدانستید : مهران مدیری در سالهای دور به اتفاق دوستانش در جبهه جنگ برای تقویت روحی رزمنده ها نمایش طنز اجرا می کرد
آیا میدانستید : کویتی پور پس از انتشار موفق اولین آلبوم غریبانه تبدیل به جدی ترین دشمن مجید رضازاده سازنده ی همان آلبوم شد

آیا میدانستید : بهنوش بختیاری زمانی که منشی صحنه فیلم مهرجویی بود هرگز تصور نمی کرد که روزی بازیگر شاخص طنز خواهد شد
آیا میدانستید : مهران مدیری کار سخت گرداندن عروسک ربات در فیلم دیگه جه خبر را بر عهده داشت

آیا میدانستید : مدیر برنامه های مهتاب کرامتی خواهر یک بازیگر معروف دیگر به نام سپیده اعلایی است
آیا میدانستید : مرحوم ناصر عبداللهی اولین بار توسط اقبال واحدی کشف و در برنامه سفرنامه صبا به مردم معرفی شد.

نوشته شده در چهارشنبه سوم فروردین 1390ساعت 11:56 توسط چپ دست عاشق| |

می خواستم به دنیا بیایم، در زایشگاه عمومی، پدر بزرگم به مادرم گفت: فقط بیمارستان خصوصی. مادرم گفت: چرا؟...گفت: مردم چه می گویند؟!...

می خواستم به مدرسه بروم، مدرسه ی سر کوچه ی مان. مادرم گفت: فقط مدرسه ی غیر انتفاعی! پدرم گفت: چرا؟...مادرم گفت: مردم چه می گویند؟!...

به رشته ی انسانی علاقه داشتم. پدرم گفت: فقط ریاضی! گفتم: چرا؟...گفت: مردم چه می گویند؟!...

با دختری روستایی می خواستم ازدواج کنم. خواهرم گفت: مگر من بمیرم. گفتم: چرا؟...گفت: مردم چه می گویند؟!...

می خواستم پول مراسم عروسی را سرمایه ی زندگی ام کنم. پدر و مادرم گفتند: مگر از روی نعش ما رد شوی. گفتم: چرا؟...گفتند: مردم چه می گویند؟!...

می خواستم به اندازه ی جیبم خانه ای در پایین شهر اجاره کنم. مادرم گفت: وای بر من. گفتم: چرا؟...گفت: مردم چه می گویند؟!...

اولین مهمانی بعد از عروسیمان بود. می خواستم ساده باشد و صمیمی. همسرم گفت: شکست، به همین زودی؟!...گفتم: چرا؟... گفت:مردم چه می گویند؟!...

می خواستم یک ماشین مدل پایین بخرم، در حد وسعم، تا عصای دستم باشد. زنم گفت: خدا مرگم دهد. گفتم: چرا؟... گفت: مردم چه می گویند؟!...بچه ام می خواست به دنیا بیاید، در زایشگاه عمومی. پدرم گفت: فقط بیمارستان خصوصی. گفتم: چرا؟...گفت: مردم چه می گویند؟!...

بچه ام می خواست به مدرسه برود، رشته ی تحصیلی اش را برگزیند، ازدواج کند...

می خواستم بمیرم. بر سر قبرم بحث شد. پسرم گفت: پایین قبرستان. زنم جیغ کشید. دخترم گفت: چه شده؟...گفت: مردم چه می گویند؟!...

مُردم.

برادرم برای مراسم ترحیمم مسجد ساده ای در نظر گرفت. خواهرم اشک ریخت و گفت: مردم چه می گویند؟!...

از طرف قبرستان سنگ قبر ساده ای بر سر مزارم گذاشتند. اما برادرم گفت: مردم چه می گویند؟!... خودش سنگ قبری برایم سفارش داد که عکسم را رویش حک کردند.

حالا من در اینجا در حفره ای تنگ خانه کرده ام و تمام سرمایه ام برای ادامه ی زندگی جمله ای بیش نیست: مردم چه می گویند؟!...

مردمی که عمری نگران حرفهایشان بودم، لحظه ای نگران من وتونیستند

_________________
♥☆.... به کم نور ترین ستاره ها قانع باش ، چراکه چشم همه به سوی پر نور ترین ستاره هاست ♥☆

نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم بهمن 1389ساعت 0:31 توسط چپ دست عاشق| |

اگر شما پسري هستيد طالب قرتي‌بازي‌هاي دخترانه!، نکات زير را جهت دختر شدن، البته به طور آزمايشي، رعايت کنيد:

ابتدا بايد ريش و سبيل خود را، البته اگر داريد، (ريش و سبيلو مي‌گم بابا!) به سطل خاکروبه بسپاريد. هر چند که با زدن سبيل خود، نمي‌توانيد درست راه برويد!

اکنون نوبت آن است که تغييراتي چند در سر و صورت خود به وجود آوريد. از جمله ابروها را صفا دهيد! که البته اين نکته امروزه لازم به ذکر نمي‌باشد. زيرا شما معمولا از قبل، اين كار را كرده‌ايد!

حالا به سراغ لوازم آرايشي مادر يا احيانا خواهر خود برويد. سعي کنيد قوطي کرم پودر را روي صورت خود خالي کنيد!

در آخر يک مانتو که از شدت تنگي به کيسه‌ي مارگيري شباهت دارد به تن کنيد. هر چه تنگ‌تر، اندام ضايع شما زيباتر!

روسري ترجيحا تيتيش خود را سر کنيد و آماده خروج از خانه شويد.

کفش پاشنه بلند در اينجا نقش مهمي ايفا مي‌کند. هر چند که شما با پوشيدن يک کفش پاشنه‌دار مثل شترمرغ راه خواهيد رفت!

حالا شما در خيابان هستيد!

هنگام راه رفتن سعي کنيد به کل بدن خود پيچ و تاب بدهيد! بهتر است براي بهتر قر دادن، مدام آهنگ بابا کرم را با خود زمزمه کنيد!

و نکته بسيار بسيار مهم «عشوه شتري» است! شما بايد سعي کنيد براي کل ملت که در خيابان هستند پشت چشم نازک کنيد!

اگر کسي احيانا از شما ساعت پرسيد، صداي دورگه و ناهنجار خود را کش دار کنيد:

ببخشيد خانوم، ساعت چنده؟

اييييييييييش! دو و ربــــــــــع! واااااه!

شما هنگامي که در خيابان راه مي‌رويد لغات عاشقانه بسياري را مي‌شنويد و مسلما حال مي‌کنيد!

به منظور جلوگيري از حال کردن بسيار شما با دختر شدن، از ادامه اين آموزش معذورم

نوشته شده در جمعه بیست و دوم بهمن 1389ساعت 21:22 توسط چپ دست عاشق| |




اول اینکه خواهر محترمه خانم جنیفر دل مردم را به هر نحوی که بتواند شاد می کند و آنچنانکه میدانید شاد کردن دل بنده خدا اجر فراوان دارد...



دوم اینکه این هنرمند متعهد و پایبند به کانون گرم خانواده بیش از 4 بار ازدواج کرده و این سنت حسنه را بیش از پیش به جا آورده . لذا هر تلاشی که انجام داده در جهت رفاه خانواده بوده و بر خلاف همکارانش ، مردان را به صورت حلال به فیض رسانده ، لذا وی به عنوان یک الگو برای جامعه خودش ، با هرگونه پاشیدگی و پاره گی خانوادگی مخالف است...



سوم اینکه خانم جنیفر از تمام نعماتی که خداوند در اختیارش گذاشته به بهترین نحو بهره برداری می کند. ایشان هم خواننده هستند ، هم رقاصه هستند، هم هنرپیشه ، هم یک مادر و همسر خوب. از طرفی در مسائل بازرگانی هم کوتاهی نمی کند . از آنجایی که همیشه راضی و قانع هستند به کسی نه نمی گویند تا دل کسی نشکند...



چهارم دلیل دیگر اینکه ایشان مقام زن را در غرب زنده نگه داشته و اعتماد به نفس این موجود لطیف را که در طول تاریخ به وی اجحاف بسیار شده بالا برده است ، در حدی که بسیاری از مردان در مقابل همین خانم اظهار ناتوانی کردند و خیلیها نکشیدند با ایشان باشند ...



پنجمین دلیل توفیق خدمت ایشان است . خانم جنیفر توفیق خدمت داشته اند تا در تمام عرصه ها به جامعه و بندگان خدا خدمت کند. این بانوی کوشا تا دیر وقت در استدیوهای سربسته تمرین کرده و همان فردا شبش با تمام کم خوابی و کسالت در کنسرت حضور یافته و تا صبح در جهت خدمت به خلق ، در چارچوب حرکات موزون نموده است ...



ششمین دلیل دیگر وجاهت این عزیز هنرمند صداقت داشتن و عدم ریا است. او هرگز ریا نکرد و همان نشان داد که بود . این هنرمند با اخلاق در یک آن لباس از تن به در آورده و سینه چاک می کند ( البته با اذن کتبی شوهر ) و ابایی از حرف مردم ندارد. او اگر از آهنگسازش خوشش بیاید به جای طفره رفتن ( مثل چشمک و اطفار) به سرعت با وی عقد محضری می کند تا مشکلی نباشد . پاینده باشی دخترم...




و آخرین دلیل حمایت جنیفر عزیز از پدر و مادرش است . او نه از جیب شوهرانش بلکه از درآمد حلال خودش برای والدینش سرپناه خریده و آنها را تکریم کرده. البته این خواهر زیبا از تکریم مشتریان هم غافل نبوده و هوای همه را داشته...

نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم بهمن 1389ساعت 0:4 توسط چپ دست عاشق| |

اگر به سوالات زیر پاسخ درست بدهید یعنی شما درک صحیحی از مراسم ازدواج و حواشی آن دارید و می‏توانید برای مزدوج شدن اقدام کنید:
۱- چرا زن‏ها مهریه می‏گیرند و مردها مهریه می‏دهند؟
الف- چون عدالت رعایت شود!
ب- ای آقا! حالا کی داده کی گرفته؟
ج- چون آقای داماد دست از پا خطانکنه

۲- به هدیه خانواده عروس به اطرافیان داماد چه می‏گویند؟
الف- خلعتی
ب- جارخته
ج- جارفته

۳- خانواده عروس در شب حنابندان در جواب شعر «حنا حنا آوردیم، دختر تونو بردیم» چه می‏کنند؟
الف- می‏گویند «حنا حنا ارزونیتون، دختر نمی‏دیم بهتون» یعنی کلا همه ملت سر کارند.
ب- با دست خود علامت خاصی را نشان می‏دهند.
ج- زبان درازی می‏کنند.
د- می‏گویند «نوش جونتون»

۴- از بیت «امشب چه شبیست شب مراد است امشب… بادابادا مبارک بادا» چه نتیجه‏ای می‏گیریم؟
الف- اسم داماد «مراد» است.
ب- مبارک باید بدود.
ج- شنیدن این شعر برای بچه‏ها مناسب نیست.

۵- چرا به هدیه سر عقد داماد به عروس «زیر لفظی» می‏گویند؟
الف- «چون زیر میزی» نمی‏شد بگویند.
ب- چون «عروس گول زنک» نمی‏شد بگویند.
ج- چون کادو را زیر زبان عروس می‏گذارند.

۶- به فاز سوم پروژه ازدواج، که قبل از عقد و بعد از بعله برون برگزار می‏شود، چه می‏گویند؟
الف- مادر زن سلام
ب- مادر زن بای بای
ج- خرید عروسی
د- خرج و مهر برون!

۷- در بیت «باز شود دیده شود بلکه پسندیده شود» چه چیزی باید باز شود؟
الف – تمام کمد ها و کابینت های منزل عروس
ب- کادوهای فامیل
ج- بخت دخترهای فامیل که همین شعر را دارند جیغ می‏زنند!

۸- جای خالی را پر کنید و برداشت خود را از این شعر بگویید:
چرا … ندادین؟ کنار دریا ندادین؟
الف- قلیون، داماد … بوده
ب- ویلا، ماشاالله رو که رو نیست!
ج- اس ام اس، مهمان‏ها سر زده از شمال اومدن

۹- پدر عروس شب عروسی جلوی در تالار چه کار می‏کند؟
الف- بشکن می‏زند.
ب- شاباش جمع می‏کند.
ج- مراقب است داماد فرار نکند.
__________________
مانند شقایق زندگی کن کوتاه ولی زیبا
مانند پرستو پرواز کن طولانی ولی هدفمند
مانند پروانه بمیر دردناک ولی عاشق
نوشته شده در یکشنبه هفدهم مرداد 1389ساعت 21:23 توسط چپ دست عاشق| |

 

قبر مرا نیم متر كمتر عمیق كنید تا پنجاه سانت به خدا نزدیكتر باشم. چون شنیده ام خدا در آن بالاتر هاست.

بعد از مرگم، انگشت‌های مرا به رایگان در اختیار اداره انگشت‌نگاری قرار دهید تا کمی تمرین کنند بلکه بتوانند انگشت نگاری خلافکاران را بهتر انجام دهند.

قلبم را به هزاران تکه تبدیل کنید و به تمام سنگدلهای روی زمین یک تکه جهت تبرک و رفع حاجات بدهید (الخصوص حاجات عشقی) تاثیر غریبی دارد !!؟

روحم را به دانشگاه تهران جهت کالبد شکافی هدیه می کنم چون عجیب و غریب ترین روحی که من در تمام جسم های دوروبرم دیدم روح خودم بود من همیشه به او مشکوک بودم که نکند ستون پنجم باشد شاید بعد از کالبد شکافی شکم به او برطرف شود .

عبور هرگونه كابل برق، تلفن، لوله آب یا گاز از داخل گور اینجانب اكیدا ممنوع است.

استفاده از تلقن همراه هم تا 1 کیلومتری قبر من اکیدا ممنوع و پیگرد قانونی دارد.

عبور هر گونه دکل فشار قوی برق هم از نزدیکی قبرم به دلیل سرطان زا بودن ممنوع می باشد.

بی زحمت در قبر من یک عدد تلویزیون بگذارید تا از طریق 20:30 بالاخره بفهمم این انرژِی هسته ای حق مسلم ما بود یا نبود با این حساب راس ساعت 20:30 از پذیرفتن مهمان معذورم (محرمانه: ماهواره هم می خواهم لطفا دیشش را برای رد گم کردن روی گور بغلی بگذارید)

كارت ملی مرا لای كفنم بگذارید، شاید آنجا نیاز باشد! اینجا که به دردی نخورد.

تابوت من پذیرای آگهی های تبلیغاتی شماست بنابراین از هم اکنون محلهای آگهی پیش فروش می شود تمام قیمت آگهی نقد دریافت می گردد از دادن نسیه به دلیل عدم حضور در آینده معذورم.

روی تابوت و كفن من بنویسید: این عاقبت كسی است كه سعی کرد مثل آدم زندگی کند. نتیجه علمی :آدم ها می میرند خدا به داد غیر آدم ها برسد که چه می شوند

دوست ندارم مردم قبرم را لگدمال كنند. بنابراین بر روی قبرم به فاصله هر نیم سانت مین کار بگذارید دزدگیر هم نصب کنید.

فراموش نکنید من از جاهای تاریک و سرد به خصوص اگر زیر زمین باشد می ترسم چند عدد حشره كش و تله موش و سم جهت همكاری با شهرداری در راستای مبارزه با جانوران موذی در قبرم قرار دهید.

كسانی كه زیر تابوت مرا می‌گیرند، به هیچ وجه نباید مدیر باشند چون آنجا هم شروع به دعوا و زیر آبزنی می کنند و ممکن است تابوت بدبخت من تبدیل به سلاح سرد شود.

شماره تلفن گورستان و شماره قبر مرا به مدیرم ندهید چون حوصله جواب دادن ندارم .

گواهینامه رانندگیم را به یك آدم مستحق بدهید، که توانایی تقبل قیمتهای نجومی تعلیمات رانندگی را ندارد.

در مجلس ختم من گاز اشك‌آور و گاز اعصاب پخش كنید تا همه به گریه بیفتند و کارهای عجیب و غریب بکنندآخر باید معلوم شود آدم محبوبی بودم !!!!!؟

اگر چه خودم در مجلس ختمم حضور ندارم اما روحم چهار چشمی همه شما را زیر نظر دارد حواستان جمع اعمالتان باشد به خصوص هنگام خوردن و گریه و برشمردن خوبیهای من در صورت هر گونه تخلفی روحم شما را به طریق فیلم های ترسناک ادب خواهد کرد.

به مرده شوی بگویید موهایم رابا شامپوی خارجی بشوید که عصاره گیاه آلوورا داشته باشد بی زحمت یک دست هم نرم کننده بزند و بدنم هم حتما با شامپو بدن نیوآ شسته شود تا پوستم خراب نشود سشوار و ضد آفتاب فراموش نشود راستی ضد آفتابم باید فاقد چربی باشد بیشتر از این سفارش نکنم چون به ترتیبی که پیش میرود تمام آرزوهایم را احتمالا به گور می‌برم.

راستی یک چیز دیگر سعی كنید قبر مرا بزرگ بسازید كه جای جسدم باشد لطفا دیوارها آکوستیک باشد چون حوصله مزاحمتها و سر و صداهای گورهای بغلی را ندارم.

از این که در نبود من و در مجلس ختمم خوارکیهایی سرو شود که دوستشان داشتم دچار افسردگی می شوم بدین وسیله به ضمیمه یک کتاب 1405495 صفحه شامل اسامی تمام غداهایی که من دوست دارم و نباید سرو شود را ارائه میکنم لطفا به دقت مطالعه فرمایید.

اصلا از اینکه گور تشریفاتی داشته باشم خوشم نمی آید فقط 8 تا گلدسته و 4 تا گنبد و سنگ قبرم از نوع زمرد با نگینهای الماس و نقش بند های برلیان باشد ،فعلا به همین سادگی کافی است اگر بیشتر نیاز بود بعدا به خواب یکی می آیم و سفارش لازم را می دهم پس: شبها با حواس جمع و یک دفترچه یادداشت بخوابید.

یک عدد آیفون تصویری هم در جلوی گور با دورنمای دومتر بگذارید ببینم چه کسانی به زیارتم می آیند تادر صورت نیاز فوری در را باز كنم و به آن دنیا ببرمشان.

از بستن هر گونه نخ طناب سنجاق و...در گور من برای اجابت حاجات خودداری کنید

نوشته شده در یکشنبه هفدهم مرداد 1389ساعت 21:22 توسط چپ دست عاشق| |

این یک نظرسنجی طنز هستش لطفا اقایون متاهل و خانم های باجنبه بخونندش !!! اگه هم دوست داشتین میتونین پاسخ هاتون رو بزارین !

1 - شما بعنوان مرد خانواده ، چقدر عيالتان را دوست داريد ؟!
الف) به اندازه تعداد سکه هاي مهريه اش
!ب) به اندازه تعداد قطعات جهيزيه اش
!ج) به اندازه تعداد صفر هاي جلوي مبلغ موجودي حساب بانکي اش
!د) به اندازه تمام ستاره هاي آسمان در روز !

2 - چه عاملي سبب شد تا شما به خواستگاري عيالتان برويد ؟!
الف) جووني کردم !
ب) سادگي کردم !
ج) گول خوردم !
د) من که نرفتم خواستگاري ، اون اومد !

3 - اگر خدايي ناکرده عيالتان فوت کند شما چه کار مي کنيد ؟!
الف) اول ناراحت و بعد خوشحال مي شويد !
ب) اول خرما و بعد شاباش مي دهيد !
ج) اول قبرستان و بعد محضر مي رويد !
د) انشاا... بقاي عمر ? تاي ديگر باشه !

4 - ملاک شما در انتخاب عيالتان چه بوده است ؟!
الف) املاک پدرش !
ب) دارايي پدرش !
ج) املاک و دارايي پدرش !
د) همه موارد !

5 - اگر عيالتان از شما بخواهد که براي کادوي تولدش يک گردنبد طلا بخريد چکار مي کنيد ؟!
الف) تا بعد از روز تولدش گم و گور مي شويد !
ب) تا بعد از روز تولدش خودتان را به مريضي مي زنيد
!ج) تا بعد از روز تولدش خودتان را به مردن مي زنيد !
د) آدرس يک بدلي فروشي کار درست را از دوستتان مي گيريد !

6 - محبت آميز ترين جمله ايکه به عيالتان گفته ايد چه بوده است ؟!

الف) عزيزم ، امروز صبحانه چي داريم ؟!
ب) عزيزم ، امروز ناهار چي داريم ؟!
ج) عزيزم ، امشب شام چي داريم ؟!
د) من واقعا ... من واقعا عاشق .... من واقعا عاشق تو .... من واقعا عاشق تو روبچه با پنيرم !

7 - در کارهاي منزل چقدر به عيالتان کمک مي کنيد ؟!
الف) در خوردن غذا با او همکاري مي کنيد !
ب) کانال هاي تلويزيون را شما با کنترل عوض مي کنيد !
ج) موقعي که عيالتان مشغول تميز کردن منزل يا شستن ظروف است ، با زدن سوت و دست او را تشويق مي کنيد !
د) گاهي اوقات کارهاي شخصي تان را خودتان انجام مي دهيد !

8- اگر عيالتان با شما قهر کند براي آشتي کردنش چه کار خواهيد کرد ؟!
الف) شما هم با او قهر مي کنيد تا زمانيکه خودش بيايد منت کشي !
ب) از طريق بکارگيري سيستم اعمال خشونت ، او را به زور آشتي خواهيد داد !
ج) او را تهديد مي کنيد که اگر تا ?? بشماريد و آشتي نکند سريعا اقدام به اختيار نمودن همسر جديد مي نماييد !
د) حاضريد يک چيزي هم بدهيد اگر هميشه قهر باشد !

9 - نظرتان در مورد اين جمله چيست ؟
( مهرم حلال ، جونم آزاد ! )
الف) زيبا ترين جمله دنياست
!ب) با معنا ترين جمله دنياست !
ج) خوشحال کننده ترين جمله دنياست !
د) تخيلي ترين جمله عصر کنوني است !

10 - در کل ، از زندگي با عيالتان راضي هستيد ؟!
الف) اگر نباشم چيکار کنم ؟!
ب) چاره اي جز اين ندارم !
ج) يک جوري داريم مي سازيم ديگه !
د) بله که راضي هستم البته تا زمانيکه بتوانم پول مهريه اش را جور کنم !
نوشته شده در یکشنبه هفدهم مرداد 1389ساعت 21:21 توسط چپ دست عاشق| |

 

من تموم قصه هام قصه توست


اگه غمگینه اون ازغصه توست


یه دفعه مثل یه آهو توی صحراها رمیدی


بس که چشم تو قشنگ بود گله گرگ رو ندیدی


دل نبود توی دلم تورو گرگا نبینن


اونا با دندون تیز به کمینت نشینن


الهی من فدای تو چه کار کنم برای تو


اگه تو این بیابونا خاری بره به پای تو


یه دفعه مثل پرنده قفس عشقو شکستی


پر زدی تو آسمونا رفتی اون دورا نشستی


دل نبود توی دلم گم نشی تو کوچه باغا


غروبا که تاریکه نریزن سرت کلاغا


نخوره سنگی به بالت


پرت نشه فکرو خیالت


من تموم قصه هام قصه توست


اگه غمگینه اون از غصه توست

یه دفعه مثل یه گل رفتی تو دست خزون


سیل بارون و تگرگ میومد از آسمون


بردمت تو گلخونه که نریزه رو سرت


که یه وقت خیس نشه یخ کنه بال و پرت


نشکنی زیر تگرگ نریزه از توی برگ


من تموم قصه هام قصه توست


یه دفه مثل یه شمع داشتی خاموش میشدی


اگه پروانه نبود تو فراموش میشدی


آره پروانه شدم که پرام سوخته شه


تا آتیش دل تو به دلم دوخته شه


که بسوزه پرو بالم که راحت شه خیالم


دارم از تو مینویسم تو که غم داره نگات


اگه دوست داشتی بگو تا بازم بگم برات


اونقده میگم تا خسته شم


با عشق تو شکسته شم

 

دوست دارم

 
نوشته شده در چهارشنبه دوازدهم اسفند 1388ساعت 11:29 توسط چپ دست عاشق| |

همه تن چشم شدم ، دنبال ID ی تو گشتم
 
شوق دیدار تو لبریز شد از جام CASE وجودم
 
شدم آن  USER دیوانه که بودم
 
وسط صفحه ی  DESKTOP ، ROOM  یاد تو درخشید
 
 DING صد پنجره پیچید
 
شکلکی زرد ، بخندید01.gif
 
یادم آمد که شبی ، با هم از آن CHAT  بگذشتیم
 
ROOM   گشودیم و در آن PM دلخواسته گشتیم
 
لحظه ای بی خط و پیغام نشستیم
 
تو و YAHOO  و DING و دنگ
 
همه دل داده به یک TALK بد آهنگ
 
WINDOWS  وHARD  و   MOTHER BOARD
 
آریا دست بر آورده به  KEYBOARD
 
تو همه راز جهان ریختخ در طرز سلامت
 
من بدنبال معمای کلاهت
 
یادم آمد که به من گفتی از این عشق حذر کن
 
لحظه ای چند بر این ROOM  نظر کن  
 
 CHAT  آیینه ی عشق گذران است
 
تو که امروز نگاهت به email ی نگران است
 
باش فردا ، PM  ات با دگران است
 
تا فراموش کنی چندی از این Room، log out  کن
 
باز گفتم حذر از chat ندانم
 
ترک chat  کردن ، هرگز نتوانم ، نتوانم
 
روز اول که emailام به تمنای تو پر زد
 
مثل spam، تو Inbox  تو نشستم
 
تو Delete  کردی ولی من نرمیدم ، نگسستم 
 
باز گفتم که تو یک Hacker  و من User مستم 
 
تا به دام تو در افتم Room ها رو گشتم و گشتم 
 
تو مرا  Hack بنمودی ، نرمیدم ، نگسستم ... 
    .....               
            
Roomیی از پایه فرو ریخت 
 
Hackerیی، Ignor تلخی زد و بگریخت
 
Hard     بر مهر تو خندید 
 
CP  از عشق تو هنگید .... 
                       ....                       
 
رفت در ظلمت شب ، آن شب و شبهای دگر هم
 
نگرفتی دگر از User  آزرده، خبر هم
 
نکنی دیگر از آن Room  گذر هم
بی تو اما ، به چه حالی من از آن Room  گذشتم!
نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم بهمن 1388ساعت 22:25 توسط چپ دست عاشق| |

سعی کنیم این داستان را تا همیشه به یاد داشته باشیم
داستان درباره يك كوهنورد است كه مي خواست از بلندترين كوه ها بالا برود

او پس از سال ها آماده سازي، ماجراجويي خود را آغاز كرد ولي از آنجا كه افتخار اين كار را فقط براي خود مي خواست، تصميم گرفت تنها از كوه بالا برود

او سفرش را زماني آغاز كرد كه هوا رفته رفته رو به تاريكي ميرفت

ولي قهرمان ما به جاي آنكه چادر بزند و شب را زير چادر به شب برساند، به صعودش ادامه داد تا اين كه هوا كاملاٌ تاريك شد

طوریکه به جز تاريكي هيچ چيز ديده نميشد سياهي شب همه جا را پوشانده بود و مرد نميتوانست چيزي ببيند حتي ماه وستاره ها پشت انبوهي از ابر پنهان شده بودند

كوهنورد همانطور كه بالا ميرفت، در حالي كه چيزي به فتح قله نمانده بود، ناگهان پايش ليز خورد و با سرعت هر چه تمامتر سقوط كرد

سقوط همچنان ادامه داشت و او در آن لحظات سرشار از هراس، تمامي خاطرات خوب و بد زندگيش را به ياد مي آورد.

داشت فكر ميكرد چقدر به مرگ نزديك شده است كه ناگهان احساس كرد طناب به دور كمرش حلقه خورده و وسط زمين و هوا مانده است
حلقه شدن طناب به دور بدنش مانع از سقوط كاملش شده بود. در آن لحظات سنگين سكوت، چاره اي نداشت جز اينكه فرياد بزند:

“کمکم کن خدا”.

ناگهان صدايي از دل آسمان پاسخ داد:

از من چه ميخواهي؟

- نجاتم بده.
- واقعاٌ فكر ميكني ميتوانم نجاتت دهم.

- البته تو تنها كسي هستي كه ميتواني مرا نجات دهي.
- پس آن طناب دور كمرت را ببُر
براي يك لحظه سكوت عميقي همه جا را فرا گرفت و مرد تصميم گرفت با تمام توان به طناب بچسبد و آن را رها نكند

روز بعد، گروه نجات آمدند و جسد منجمد شده يك كوهنورد را پيدا كردند كه طنابي به دور كمرش حلقه شده بود در حاليكه تنها يك متر با زمين فاصله داشت.

و من و شما تا چه حد به طناب زندگي خود چسبيده ايم؟

آيا تا به حال شده كه طناب را رها كرده باشيم؟
نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم مرداد 1388ساعت 4:46 توسط چپ دست عاشق| |

 

یک خانم و یک آقا که سوار قطاری به مقصدی خیلی دور شده بودند، بعد از حرکت قطار متوجه شدند که در این کوپه درجه یک که تختخواب دار هم میباشد ، با هم تنها هستند و هیچ مسافر دیگری وارد کوپه نخواهد شد.
ساعتها سفر در سکوت محض گذشت و مرد مشغول مطالعه و زن مشغول بافتنی بافتن بود.
شب که وقت خواب رسید خانم تخت طبقه بالا و آقا تخت طبقه پایین را اشغال کردند. اما مدتی نگذشته بود که خانم از طبقه بالا، دولا شد و آقا را صدا زد و گفت: ببخشید! میشه یه لطفی در حق من بفرمایید؟
- خواهش میکنم!
- من خیلی سردمه. میشه از مهماندار قطار برای من یک پتوی اضافی بگیرید؟
- من یه پیشنهاد دارم!
- چه پیشنهادی؟
- فقط برای همین امشب، تصور کنیم که زن و شوهر هستیم.
زن ریزخندی کرد و با شیطنت گفت:
- چه اشکال داره ، موافقم!
- قبول؟
- قبول!
- خب، حالا مثل بچه آدم خودت پاشو ، برو از مهموندار پتو بگیر. من خوابم میآد. دیگه هم مزاحم من نشو !

نوشته شده در یکشنبه یازدهم مرداد 1388ساعت 15:9 توسط چپ دست عاشق| |

 

۱- عمومي*ترين نام در جهان محمد است.
2- اسم تمام قاره*ها با همان حرفي كه آغاز شده است پايان مي*يابد.
3- مقاوم*ترين ماهيچه در بدن، زبان است.
4- كلمه «ماشين*تحرير» (typewriter) طولاني*ترين كلمه*اي است كه مي*توان با استفاده از حروف تنها يك رديف كيبورد ساخت.
5- چشمك زدن زنان، تقريباً دوبرابر مردان است.
6- شما نمي*توانيد با حبس نفستان، خودكشي كنيد.
7- محال است كه آرنج*تان را بليسيد.
8- وقتي كه عطسه ميكنيد مردم به شما «عافيت باش» ميگويند، چرا كه وقتي عطسه مي*كنيد قلب شما به اندازه يك ميليونيم ثانيه مي*ايستد.
9- خوك*ها به لحاظ فيزيك بدني، قادر به ديدن آسمان نيستند.
10- وقتي كه به شدت عطسه مي*كنيد، ممكن است يك دنده شما بشكند و اگر عطسه خود را حبس كنيد، ممكن است يك رگ خوني در سر و يا گردن شما پاره شود و بميريد.
11- جليقه ضد گلوله، ضد آتش، برف*پاك*كن*هاي شيشه جلوي اتومبيل و چاپگرهاي ليزري توسط زنان اختراع شدند.
12- تنها غذايي كه فاسد نمي*شود، عسل است.
13- كروكوديل نمي*تواند زبانش را به بيرون دراز كند.
14- حلزون مي*تواند سه سال بخوابد.
15- تمامي خرس*هاي قطبي چپ*دست هستند.
16- در سال 1987 خطوط هوايي «امريكن ايرلاينز» توانست با حذف يك دانه زيتون از هر سالاد سرو شده در پروازهاي درجه يك خود، چهل هزار دلار صرفه*جويي كند.
17- پروانه*ها با پاهايشان مي*چشند.
18- فيل*ها تنها جانوراني هستند كه قادر به پريدن نيستند.
19- در 4000 سال قبل، هيچ حيواني اهلي نبود.
20- بطور متوسط، مردم آنقدر از عنكبوتها مي*ترسند كه نمي*توانند آن*ها را بكشند.
21- مورچه هميشه بر روي سمت راست بدن خود، سقوط مي*كند.
22- قلب انسان فشاري كافي ايجاد ميكند تا به فاصله 30 فوتي (تقريباً 8 متر) خون را به خارج از بدن پمپاژ كند.
23- موشهاي صحرايي چنان سريع تكثير پيدا مي*كنند، كه در عرض هجده ماه دو موش صحرايي قادرند يك ميليون فرزند داشته باشند.
24- صندلي الكتريكي توسط يك دندانپزشك اختراع شد.
25- استفاده از هدفون در هر ساعت، باكتري*هاي موجود در گوش شما را تا هفتصد برابر افزايش مي*دهد.
26- فندك قبل از كبريت اختراع شد.
27- نظير اثرانگشت، اثر زبان هر شخص نيز متفاوت است.

نوشته شده در سه شنبه سی ام تیر 1388ساعت 18:52 توسط چپ دست عاشق| |

خرید دستبند پاور بالانس