*** ســلـــطـــــــــان وبلاگـهـــا ***
یک خانم و یک آقا که سوار قطاری به مقصدی خیلی دور شده بودند، بعد از حرکت قطار متوجه شدند که در این کوپه درجه یک که تختخواب دار هم میباشد ، با هم تنها هستند و هیچ مسافر دیگری وارد کوپه نخواهد شد. ۱- عمومي*ترين نام در جهان محمد است. نرخ تولد نوزاد پسر و به تناسب آن جمعیت آقایون زیاد شده و حالا ناچارا پسرها مجبورند برای به دست آوردن دل دختر مورد علاقشون چند تا چند تا با هم به رقابت بپردازند ! (البته رقابت سالم و شعر سرودن واسه معشوقه و هدیه دادن و ... ) اصولاً مدرنيته خيلي چيز بديه چون همه چيز و تحت تأثير قرار داده حتي طرز تفکر مردم نسبت به مسائل!البته تاريخ نشون داده که مردان در هر دوره اي از تاريخ براي جلب توجه خانوم ها بايد يه بامبولي سر خودشون پياده مي کردند تا اين موجودات فتنه انگيز ولي در عين حال بسيار خوش خط و خال! يه نيم نگاهي بشون بندازن.اما با گذشت زمان اين خانوم ها که بشدت هم دمدمي مزاج بودند باعث شدن اين مرداي بدبخت براي اينکه روحيه تنوع طلبي زن ها ارضا بشه هي تيپ هاي مختلفي بزنن!خدا ميدونه در آينده چه جوري بايد باشيم تا اين زن ها و دخترا به ما گوشه چشمي نظر بندازند!!!در زير سير تکاملي روش هاي مخ زني در گذر تاريخ رو مشاهده مي نماييد: در اين عصر چون هم زن و هم مرد زبون همديگه رو نمي فهميدن(چون هنوز زبان اختراع نشده بود) کار مردا سخت تر بود.چون ديگه نميشد با صحبت کردن و عزيزم ساعت چنده و ببخشيد مستقيم کدوم طرفه و .... مخ طرف رو بزني.پس بايد با استفاده از ظاهر و عمليات محيرالعقول يه زن رو به دست ميوردي.از جمله روش هاي مخ زني اين دوره عبارت بودند از: دختری با مادرش در رختخواب 2) قبل از انقلاب تو دانشگاه ملي استاد شده (نه به زور گزينش و رد ديگران) 3) مثل بعضيها در حين خدمت درس نخونده و دكترا نگرفته (چه واقعيشو چه الكيشو) 4) خانمش تحصيل كرده و استاده و اهل خاله زنك بازي نيست كه اعصابش موقع كار خورد باشه 5) تو امريكاي لاتين دوستي نداره 6) با اينكه خودش فوق ليسانسه خانمش دكتره، بنازم به اين كفايت... 7) باجناقاشو نياورده تو هيأت دولت 8) با وجود اينكه تركه فارسي رو از فارسا بهتر صحبت ميكنه 9) خوش تيپه (هم از نظر سوسولها هم از نظر امل ها) 10) تنها نامزده كه نه فقط سيده بلكه "مير"ه 11) جلو دوربين شكلك در نمياره 12) قاطي نداره... الكي نميخنده... بيخودي عصباني نميشه 13) نقاشي ميكشه و اهل حاله 14) فرزند ذكور نداره كه بعداً بشه "آقازاده"... اگه داشت هم ميشد "ميرزاده" 15) قبلاً نخست وزير بوده و نديد پديد نيست 16) تو فك و فاميلش دزد و رانتخوار گزارش نشده 17) سنش بالاس و مجبور نيستيم چند دهه تحملش كنيم 18) نه بدبخته، نه ميلياردر، معمولي معمولي 19) تو خط قتلهاي زنجيره اي نبوده 20) تو مجامع عمومي دنيا حرفاي ضدامريكايي و ضداسرائيلي زده ولي بقيه در نرفتن زنده باد میر حسین موسوی استقلال قهرمانیت مبارک ((خدایا متشکریم)) به همه طرفدارای استقلال از صمیم قلب تبریک پنجشنبه 27 فروردین بعد از بازی با سایپا: نمیدونم چرا تو این بازی یه حسی بهم میگفت نتیجه اونی که انتظارش رو میکشیم نمیشه... انگار بهم الهام شده بود. تا میومدم این ذهنیت رو از افکارم بردارم، باز سراغم میومد... میدونستم این تموم بزرگی خدا نیست... قدرت خدا بیشتر و بزرگتر از این حرفاست... به گل که رسیدیم... گفتم انگار یه چیزی این وسط میلنگه... نباید گل میزدیم، این گل یعنی اینکه رشته تمام افکار چند دقیقه قبلم پاره شده... دنبال یه چیزی بودم حس میکردم یه اتفاقی الان میفته... تقریبا مطمئن بودم... تا اینکه... تا اینکه اون اتفاق افتاد... گل رو که خوردیم تمام معادلات بهم خورده به تعادل کشیده شد... همش یه حسی بهم میگفت یه معجزه ای در حال رخ دادنه... قدرت خدا خیلی بیشتر از این حرفاست... با اینکه روی کاغذ شانسمون خیلی کم شد ولی نمیدونم چرا یه آرامش عجیبی سراسر وجودم رو تسخیر کرده... نمیدونم چه حسیه... فقط میدونم حس خوبیه. حسه که نمیشه به زبون آوردش... هنوز هم با اطمینان میگم قهرمانیم... چرا خدا هنوز یه روزنه امید برامون باقی گذاشته؟ اگر قرار بود قهرمان نشیم همین امروز بازی رو میباختیم و همه چیز تموم میشد... وقتی خدا هنوز برای قهرمانیمون فرصت قرار داده، ما چرا باید ناامید بشیم؟ هنوز فرصت هست، چیزی عوض نشده. تاجی سرتو بالا بگیر... رو به اون بالایی کن و ازش کمک بخواه... اندکی صبر کنیم... سحر نزدیک است... یا امام رضا. پسران آبی، نماینده میلیونها آبی دلن که دارن به سمت تو میان... ناامیدشون نکن... شنبه 29 فروردین: هنوزم میگم... این کار خدا حکمتی توش هست. همون که از فرش به عرش رسوندمون. یادمه وقتی با 6 امتیاز بر قله لیگ آقایی میکردیم، یکی از دوستان گفت: حتی خدا هم نمیتونه قهرمانی رو ازمون بگیره!! هرچند این جمله یه شوخی بیشتر نبود، ولی خیلی از ماها با دیدن اون جمله سینمون رو سپر کردیم و با افتخار تو دلمون این جمله رو چندین بار تکرار کردیم: حتی خدا هم نمیتونه قهرمانی رو ازمون بگیره!! از اون روز زمان زیادی نگذشته، و چه زود به این نتیجه رسیدیم که خدا به راحتی میتونه هرکاری رو انجام بده. اینه قدرت خدا و این ما هستیم بنده قدر نشناسش... وقتی بر فرش بودیم هزار بار از خدا میخواستیم دستمون رو بگیره، وقتی گرفت و آورد بر عرش، با گستاخی همه چیز از یادمون رفت! حتی خدا هم نمیتونه قهرمانی رو ازمون بگیره!! وقتی اون روز این جمله رو دیدم، تنم لرزید... گفتم خدایا نکنه بخوای قدرتت رو دوباره بهمون نشون بدی. نکنه این حرف ما رو جدی بگیری... خدایا بخدا ما شوخی کردیم، جدی نگفتیم! خواستیم کری بخونیم. اصلا هیچکدوممون به این جمله اعتقاد نداره ولی انگار باورمون شده بود، اعتقاد پیدا کرده بودیم که حتی خدا هم نمیتونه قهرمانی رو ازمون بگیره!! تو این زمان وقتی معجزه های پیامبرا رو میخونیم تو دلمون میگیم خدایا چی میشد ما هم اونجا بودیم و اعجازهای تو رو میدیدیم... الان دارم به این فکر میکنم که تو این زمان هم میشه معجزه رو به چشم دید کافیه باور داشته باشیم... کافیه صلاح کار رو به دست اون بالایی بسپاریم... هرچی صلاحمون باشه همون میشه... هرچی قسمتمون باشه همون میشه... فقط ناشکری نکنیم. بدونیم به هرجا رسیدیم فقط و فقط لطف خدا شامل حالمون شده... من باز هم معتقدم خدا فراموشمون نکرده، همین که کاری کرده که به اشتباهمون پی ببریم. کاری کرده که غرورمون رو کنار گذاشتیم، کاری کرده تا دوباره به یادش بیفتیم، اینها همه نشونست... خدا هنوز هم یه روزنه امیدی برامون گذاشته. شاید میخواد امتحانمون کنه وگرنه این روزنه رو هم می بست و تمام! از این فرصت باقیمونده استفاده کنیم... باز هم ازش کمک بخوایم... خدایا یادمونه چطور از فرش به عرش رسوندیمون، یادمونه چطور کفران نعمت کردیم... خدایا الان بر فرش نیستیم، بر عرش هم نیستیم... ولی این دل شکسته امید به رحمت تو داره... خدایا هرچی صلاحه همون رو نصیبمون کن... خدایا همه ما به قدرتت ایمان آوردیم دیگه. اعتقاد پیدا کردیم که: همونطور که تونستی قهرمانی رو ازمون بگیری... میتونی دوباره اونو بهمون هدیه کنی... یا امام رضا. پسران آبی، نماینده میلیونها آبی دلن که دارن به سمت تو میان... ناامیدشون نکن... یکشنبه 6 اردیبهشت پس از بازی با پیام در مشهد مقدس: دو روز پس از لو رفتن عملیات آمریکایی در بغداد برای ربودن احمدی نژاد، شبکه خبری فاکس نیوز، ساعتی پیش در مصاحبه ای با ریچارد پیر سون، معاون عملیات سری پنتاگون دلایل تلاش آمریکا برای ربودن احمدی نژاد را اعلام نمود. پیرسون در مصاحبه ای اعلام نمود به دلیل پایان یافتن دوره ریاست جمهوری بوش، گروه مشاوران پنتاگون تصمیم گرفته است تا رئیس جمهوری لایقی را به جای او انتخاب کند. از این رو به دلایل زیر پروژه ربایش احمدی نژاد به ایالات متحده جهت نشاندن او بر پست ریاست جمهوری ایالات متحده انجام گرفت: ۱- استفاده از افکار مترقی و پیشرو پرزیدنت احمدی نژاد جهت رشد اقتصادی در آمریکا، کاهش تورم و بیکاری، کم کردن نرخ سود، رونق زمین و مسکن، بالا بردن ارزش پول ۲- ترویج عدالت و مهرورزی در سراسر ایلات متحده ۳- انجام سفرهای استانی در آمریکا ۴- جلوگیری از مخالفتهای او با آمریکا! ۵- در اختیار گرفتن حق کپی رایت پرزیدنت احمدی نژاد، در ایده مهم مدیریت جهانی ۶- در اختیار گرفتن تیم قدرتمند مشاوران او ۷- کسب محبوبیت جهت امریکا در بین کشورهای فقیر خاورمیانه! ۸- اعلام خواهر خواندگی بین تهران و واشنگتن ۹- آزاد شدن سفر مردم آمریکا به ایران ۱۰- اعلام آمریکا به عنوان استان سی و دوم ایران ۱۱- بردن نفت به سفره مردم آمریکا ۱۲- اعدام بالینجر، رئیس خائن دانشگاه کلمبیا من قرار نبود وبلاگمو سیاسی کنم ولی دیدم نمیشه.چون نزدیکه انتخاباته پس منتظر آخرین اخبار سیاسی من در وبلاگ باشید... بدون شک در تاریخ ایران نمونه ای مثل استاد ارجمند دکتر احمدی نژاد بی سابقه است.خالی بندیهای او را با هم مرور می کنیم دوستان نظراتشون را ارسال فرمایند 1-نفت بر سر سفره مردم. قابل توجه ان که هنوز نگفته پس از ریاست جمهوری تکذیبش کرد.اما به هر حال نفت را سر سفره اصفهانیها آورد(یادتان که هست ماجرای نفتی شدن آب زاینده رود)؟؟؟ 2-روابط دختر و پسر و ماهواره ها آقا ما چکار داریم دختر و پسر چی می پوشند؟چکار به لباس و موی اونا داریم؟؟؟یادتونه مصاحبه با حیدری رو؟؟خواستید لینکشو می ذارم براتون 3-هاله نور موقع سخنرانی تو سازمان ملل یکی از دوستان گفت آقا وقتی رفتی اون بالا یک هاله ای دور سرت رو گرفته بود.البته خودم هم احساس کردم.....فیلمش هم که موجود است.اگر ندیدید بگید 4-دزدین توی عراق...... آخه چی بگم؟اونقدر مسخره است که ارزش گفتن نداره 5-ترور با دستگاه x-ray در ایتالیا اینم بگردید زیاد می بینید.واقعا خجال داره مگه نه؟؟؟ 6- کشف دانشمند 16 ساله دختر که توی آشپزخانه به انرژی هسته ای رسیده بود قابل توجه دوستان این که من اون زمان مدیر یک پروژه در YCP (پروژه کیک زرد )بودم . وقتی با بهمکارانمدر انرژی اتمی اینو شنیدیم یک هفته می خندیدیم. ضمنا اگر کسی توی این مورد بحثی داره و مخالفتی بنده با توجه به اطلاعاتم کاملا آمده ام.فیلمش در اینترنت موجوده ببینید و بخندید شایدم باید گریه کنید 7-انرژی هسته ای محصول دانشمندان ایرانی است که میانگین سنی اونها 25 سال است. ضمن احترام به بحث صغر سنی در فوتبال باید عرض کنم که موقع اون صحبت رییس جمهور بنده که جوانترین عضو گروه بودم 26 سال سن داشتم و با توجه به این که در اون زمان مستقیما با آقای آقازاده رییس سازمان و دکتر قناد معاونشون (که احمدی نژاد به پاس همه خدماتش او و بسیاری دیگه رو کله کرد و ریساتها رو به دوستانش افاضه نمود)و شناخت کامل از نیروهای انرژی اتمی احتمالا ایشون 15-20 سالی با صغر سنی حساب کرده اند.و الا من که خودم در 21 سالگی لیسانس و 23 سالگی فوق گرفتم خودم رو دانشممد نمودنم چه برسه به رفقای دیگه 8-چون می خوام بحث زیاد طول نکشه باقیشو می ذارم با شما و آخرین سوتی این دکترای مهندسی رو خدمتتون عرض می کنم.باقی نمونه ها با شما روایت جالب احمدینژاد از حمله هواپیمای دشمن به ماهواره امید هنگامی كه ماهواره بر برای پرتاب آماده شد، دو فروند هواپیمای رادارگریز بدون سرنشین دشمن در ارتفاع بالا بر فراز محل پرتاب ماهواره شروع به گشت زنی كرده و با انجام جنگ الكترونیك سیستم مخابراتی پرتاب ماهواره را مختل كردند.ابتدا قرار بود ابن دو فروند هواپیما توسط نیروهای ایرانی منهدم شود، اما ... خبرنگار آینده گزارش داد، رییس جمهور در جریان سفر به ارومیه در یکی از جلسات سخنرانی، روایت جالبی از گشتزنی و حمله هواپیماهای رادارگریز دشمن به ماهواره امید در شب پرتاب این ماهواره به دست داده است. بنا بر این گزارش، دکتر احمدینژاد که در روز 22 بهمن نیز توضیحات فنی دقیقی در خصوص ماهواره امید داده بود، در این جلسه نیز ضمن اشاره به الطاف الهی نکتههای ناگفتهای را در این باره مطرح کرده و از ایجاد اختلال در سیستم مخابراتی پرتاب ماهواره توسط 2 فرورند هواپیمای رادارگریز دشمن خبر داده است گفتنی است، سخنان رییس جمهور در این جلسه با ابراز احساسات حاضران همراه شده است. به امید پیروزی های تازه علمی استاد دکتر احمدی نژاد و خالی بندیهای تازه منبع: کلوب دو آتیشه نمیدونم از کجا شروع کنم قصه تلخ سادگیمو نمیدونم چرا قسمت میکنم روزهای خوب زندگیمو چرا تو اول قصه همه دوستم میدارن وسط قصه میشه سر به سر من میذارن تا میخواد قصه تموم شه همه تنهام میذارن میتونم مثل همه دورنگ باشم دل نبازم میتونم مثل همه یه عشق بادی بسازم تا با یک نیش زبون بترکه و خراب بشه تا بیان جمعش کنن حباب دل سراب بشه میتونم بازی کنم با عشق و احساس کسی میتونم درست کنم ترس دل و دلواپسی میتونم دروغ بگم تا خودمو شیرین کنم میتونم پشت دلها قایم بشم کمین کنم ولی با این همه حرفها باز منم مثل اونهام یه دروغگو میشمو همیشه ورد زبونهام یه نفر پیدا بشه به من بگه چیکار کنم با چه تیری اونی که دوستش دارم شکار کنم من باید از چی بفهمم چه کسی دوستم توی دنیا اصلا عشق واقعی وجود داره؟؟؟؟ ****************************************** تو نباشی چشام برات گریونه دنیا برام بدون تو زندونه دستات اگه دستامو تنها بذاره شب و روزم لحظه ای آروم نداره تو که بارون تو چشامو میبینی لحظه لحظه ها رو کنارم میشینی تو که مثل بارون آرومم میکنی تو نباشی دل منو خون میکنی ****************************************** جز تو هیچ کسی درد عاشقیو غصه های منو خنده های منو لحظه های منو گریه های منو ندیده و نشنیده و وقتی تو نیستی من میشم بین این آدما مثل یه غریبه و تو همهمه ها گم میشم دنبال تو دنبال تو تو نباشی چشام برات گریونه دنیا برام بدون تو زندونه دستات اگه دستامو تنها بذاره شب و روزم لحظه ای آروم نداره تو که بارون تو چشامو میبینی لحظه لحظه ها رو کنارم میشینی تو که مثل بارون آرومم میکنی تو نباشی دل منو خون میکنی سلام خدمت همگی . امروز تولد یکی از بهترین دوستامه . با اینکه با من قهره و نمی خواد منو ببخشه ولی من از همینجا با این وب ناچیزم تولدشو بهش تبریک میگم.هر چند ناچیزه ولی خب امیدوارم همیشه موفق و سر فراز باشه . و امیدوارم منو ببخشه . بازم شادي و بوسه ، گلاي سرخ و ميخک ميگن کهنه نمي شه تولدت مبارک تو اين روز طلايي تو اومدي به دنيا و جود پاکت اومد تو جمع خلوت ما تو تقويما نوشتيم تو اين ماه و تو اين روز از اسمون فرستاد خدا يه ماه زيبا يه کيک خيلي خوش طعم ،با چند تا شمع روشن يکي به نيت تو يکي از طرف من الهي که هزارسال همين جشنو بگيريم به خاطر و جودت به افتخار بودن تو اين روز پر از عشق تو با خنده شکفتي با يه گريه ي ساده به دنيا بله گفتي ببين تو اسمونا پر از نور و پرندس تو قلبا پر عشقه رو لبا پر خندس تا تو هستي و چشمات بهونه س واسه خوندن همين شعر و ترانه تو دنياي ما زندس واسه تولد تو بايد دنيا رو اورد ستاره رو سرت ريخت تو رو تا اسمون برد اينا يه يادگاري توي خاطره هاته ولي به شوق امروز مي شه کلي قسم خورد تولدت عزيزم پراز ستاره بارون پر از باد کنک و شوق ،پر از اينه و شمعدون الهي که هميشه واسه تبريک امروز بيان يه عالم عاشق ،بياد هزار تا مهمون وبلاگ سلطـــــــان و بلاگــــــــــها عید نوروز و سال نو را خدمت همگی دوستان تبریک عرض میکند و برای همه ایرانیان سالی پر از شادی توام با موفقیت آرزو میکند موفقیت داشته باشین.دیروز شبکه۳ برنامه های خوبی داشت برا جوونا و یا کلا مردم . خیلی برنامه هاش توپ بود.من خوشم اومد. تا رسید به ساعت ۴.اون موقع احسان خواجه امیری اونجا بود و داشت با فرزاد حسنی حرف میزد.برنامه عصر که داشت تموم میشد فرزاد حسنی گفت امروز یه خواننده محبوب دیگه هم پیش ما میاد . پیش خودم گفتم حتما از اون خواننده های چرت و پرته که هر روز تو تلویزیون نشون میده . یهو گفت این خواننده کسی نیست جز محسن یگانه . من یه لحظه موندم . خیلی جا خورده بودم.پیش خودم گفتم محسن یگانه و تلویزیون.مگه میشه . گفتم حتما اشتباه شنیدم. ولی نه . درست شنیده بودم .فرزاد حسنی باور کنید هر چند دقیقه تکرار میکرد. بعد اذان خدمت محسن یگانه هستیم . حتما ببینید.وای نمیدونید چه ذوقی داشتم . هی میگفتم آخه کی اذان میشه که محسن یگانه بیاد.یه برنامه قبل اذان که اون موقع داشت با علی تفرشی حرف میزد وقتی اون می خواست بخونه گفت آره محسن یگانه اومد . همینجاست. دارم میبینمش . وای نمیدونید چه خوشحال بودم . میگفتم کی میشه من اونو ببینم . آخه باور نمیکردم . وقتی اذانو کشیدنو تموم شد و پیام بازرگانیا هم به اتفاق اون تموم شد یهو دیدم فرزاد حسنی اومد گفت هم اکنون در خدمت یکی از محبوب ترین خواننده های کشور هستیم . کسی که امسال با آلبوم نفس های بی هدف تو بازار موسیقی غوغایی کرد . و بالاخره گفت این کسی نیست جز محسن یگانه عزیز . وای تلویزیون نشونش داد . باورم نمیشد که بتونم ببینمش تو تلویزیون . یه لحظه اشک تو چشام جمع شد . داشت حرف میزد ولی من فقط محو تماشاش بودم . ولی حیف زود گذشت . زود تموم شد.یه ترانه هم خوند که همون آهنگ نخواستم بود.وقتی داشت باهاش حرف میزد یه قسمت گفت واسه اونایی که سر سفره نبودن هم دعا کنیم . همون لحظه فهمیدم منظورش پدر شهیدشه که فرزاد حسنیم اشاره کرد و واقعا تو نگاه محسن یه بغضیو احساس کردم که با نبود پدر داشت آزارش میداد.وقتی گفت ما وقتی سکوت میکنیم نفهمن چیزی نیست. ما فقط نمی خوایم سر کسی منت بگذاریم.منظورش وزارت فرهنگ و ارشاد بود که سر مجوز دادن به آلبومش این عزیزو کلی اذیت کرده بودن.فقط کافی بود یه بار بگه من فرزند شهیدم که راحت بدون بررسی مجوزشو بدن ولی نگفت و این یعنی همون منت نذاشتن.ولی حیف زود تموم شد.زود تموم شد لحظه های با محسن یگانه بودن.اونو دیدن و صداشو شنفتن.ولی فرزاد حسنی یه قولی داد که دیگه تو برنا مه های بعدی هم محسنو میارن و گفت این اولیش بود که یخ محسن آب بشه.محسنم گفت من جدیدا یه آهنگی خوندم به اسم بچه های آسمون که از شبکه ۳ پخش میشه . و این یعنی اینکه محسن دیگه راحت تر از گذشته می تونه بخونه.و این یعنی عالی. خب اینم از دیروز ما . امیدوارم به شما هم خوش گذشته باشه.فعلا بای تا آپهای بعدی با سلطان و بلاگها کسانی که می خواهند این مصاحبه را دانلود کنند به آدرس زیر مراجعه نمایند:
داستان درباره يك كوهنورد است كه مي خواست از بلندترين كوه ها بالا برود
او پس از سال ها آماده سازي، ماجراجويي خود را آغاز كرد ولي از آنجا كه افتخار اين كار را فقط براي خود مي خواست، تصميم گرفت تنها از كوه بالا برود
او سفرش را زماني آغاز كرد كه هوا رفته رفته رو به تاريكي ميرفت
ولي قهرمان ما به جاي آنكه چادر بزند و شب را زير چادر به شب برساند، به صعودش ادامه داد تا اين كه هوا كاملاٌ تاريك شد
طوریکه به جز تاريكي هيچ چيز ديده نميشد سياهي شب همه جا را پوشانده بود و مرد نميتوانست چيزي ببيند حتي ماه وستاره ها پشت انبوهي از ابر پنهان شده بودند
كوهنورد همانطور كه بالا ميرفت، در حالي كه چيزي به فتح قله نمانده بود، ناگهان پايش ليز خورد و با سرعت هر چه تمامتر سقوط كرد
سقوط همچنان ادامه داشت و او در آن لحظات سرشار از هراس، تمامي خاطرات خوب و بد زندگيش را به ياد مي آورد.
داشت فكر ميكرد چقدر به مرگ نزديك شده است كه ناگهان احساس كرد طناب به دور كمرش حلقه خورده و وسط زمين و هوا مانده است
حلقه شدن طناب به دور بدنش مانع از سقوط كاملش شده بود. در آن لحظات سنگين سكوت، چاره اي نداشت جز اينكه فرياد بزند:
“کمکم کن خدا”.
ناگهان صدايي از دل آسمان پاسخ داد:
از من چه ميخواهي؟
- نجاتم بده.
- واقعاٌ فكر ميكني ميتوانم نجاتت دهم.
- البته تو تنها كسي هستي كه ميتواني مرا نجات دهي.
- پس آن طناب دور كمرت را ببُر
براي يك لحظه سكوت عميقي همه جا را فرا گرفت و مرد تصميم گرفت با تمام توان به طناب بچسبد و آن را رها نكند
روز بعد، گروه نجات آمدند و جسد منجمد شده يك كوهنورد را پيدا كردند كه طنابي به دور كمرش حلقه شده بود در حاليكه تنها يك متر با زمين فاصله داشت.
و من و شما تا چه حد به طناب زندگي خود چسبيده ايم؟
آيا تا به حال شده كه طناب را رها كرده باشيم؟ 
ساعتها سفر در سکوت محض گذشت و مرد مشغول مطالعه و زن مشغول بافتنی بافتن بود.
شب که وقت خواب رسید خانم تخت طبقه بالا و آقا تخت طبقه پایین را اشغال کردند. اما مدتی نگذشته بود که خانم از طبقه بالا، دولا شد و آقا را صدا زد و گفت: ببخشید! میشه یه لطفی در حق من بفرمایید؟
- خواهش میکنم!
- من خیلی سردمه. میشه از مهماندار قطار برای من یک پتوی اضافی بگیرید؟
- من یه پیشنهاد دارم!
- چه پیشنهادی؟
- فقط برای همین امشب، تصور کنیم که زن و شوهر هستیم.
زن ریزخندی کرد و با شیطنت گفت:
- چه اشکال داره ، موافقم!
- قبول؟
- قبول!
- خب، حالا مثل بچه آدم خودت پاشو ، برو از مهموندار پتو بگیر. من خوابم میآد. دیگه هم مزاحم من نشو ! 
2- اسم تمام قاره*ها با همان حرفي كه آغاز شده است پايان مي*يابد.
3- مقاوم*ترين ماهيچه در بدن، زبان است.
4- كلمه «ماشين*تحرير» (typewriter) طولاني*ترين كلمه*اي است كه مي*توان با استفاده از حروف تنها يك رديف كيبورد ساخت.
5- چشمك زدن زنان، تقريباً دوبرابر مردان است.
6- شما نمي*توانيد با حبس نفستان، خودكشي كنيد.
7- محال است كه آرنج*تان را بليسيد.
8- وقتي كه عطسه ميكنيد مردم به شما «عافيت باش» ميگويند، چرا كه وقتي عطسه مي*كنيد قلب شما به اندازه يك ميليونيم ثانيه مي*ايستد.
9- خوك*ها به لحاظ فيزيك بدني، قادر به ديدن آسمان نيستند.
10- وقتي كه به شدت عطسه مي*كنيد، ممكن است يك دنده شما بشكند و اگر عطسه خود را حبس كنيد، ممكن است يك رگ خوني در سر و يا گردن شما پاره شود و بميريد.
11- جليقه ضد گلوله، ضد آتش، برف*پاك*كن*هاي شيشه جلوي اتومبيل و چاپگرهاي ليزري توسط زنان اختراع شدند.
12- تنها غذايي كه فاسد نمي*شود، عسل است.
13- كروكوديل نمي*تواند زبانش را به بيرون دراز كند.
14- حلزون مي*تواند سه سال بخوابد.
15- تمامي خرس*هاي قطبي چپ*دست هستند.
16- در سال 1987 خطوط هوايي «امريكن ايرلاينز» توانست با حذف يك دانه زيتون از هر سالاد سرو شده در پروازهاي درجه يك خود، چهل هزار دلار صرفه*جويي كند.
17- پروانه*ها با پاهايشان مي*چشند.
18- فيل*ها تنها جانوراني هستند كه قادر به پريدن نيستند.
19- در 4000 سال قبل، هيچ حيواني اهلي نبود.
20- بطور متوسط، مردم آنقدر از عنكبوتها مي*ترسند كه نمي*توانند آن*ها را بكشند.
21- مورچه هميشه بر روي سمت راست بدن خود، سقوط مي*كند.
22- قلب انسان فشاري كافي ايجاد ميكند تا به فاصله 30 فوتي (تقريباً 8 متر) خون را به خارج از بدن پمپاژ كند.
23- موشهاي صحرايي چنان سريع تكثير پيدا مي*كنند، كه در عرض هجده ماه دو موش صحرايي قادرند يك ميليون فرزند داشته باشند.
24- صندلي الكتريكي توسط يك دندانپزشك اختراع شد.
25- استفاده از هدفون در هر ساعت، باكتري*هاي موجود در گوش شما را تا هفتصد برابر افزايش مي*دهد.
26- فندك قبل از كبريت اختراع شد.
27- نظير اثرانگشت، اثر زبان هر شخص نيز متفاوت است.
به تناسب این افزایش جمعیت پسرها ، دختر خانم ها هم یاد گرفتن و بیش از پیش خودشونو می گیرن و خلاصه آقایون مجبورند راهکار های تازه ای رو به کار ببندند و گاهی نیز در زمینه جلب توجه جنس مخالف دست به ابداعات جالب بزنند ...
اما توجه داشته باشید که همواره فاصله مجاز را از رقبایتان حفظ کرده و اگر به ناچار مجبور به نزدیکی به وی شدید مراقب باشید تا قصد جانتان نکند !
ای آقایان ! اگر نمی نخواهید پیشنهاد ازدواجتان توسط معشوقه تان رد شود ...
اگر نمی خواهید به ناچار خود لباس عروس بر تن کنید ...
و نهایتا اگر نمی خوهید به چنین عاقبتی تن در دهید ...
ما با کمال میل به شما راهکار ارائه خواهیم داد:
آثار ثبت شده بر سنگ ها نشان می دهند که از همان ابتدای تاریخ زانو زدن و تمنا کردن جز لاینفک زندگی یک آقا بوده است ...
همچنین لازم است در زمینه دست بوسی و گاها پا بوسی نیز مهارت کافی کسب نمایید
تملق و قربان صدقه رفتن نیز اجزای جدایی ناپذیر موفقیت شما را تشکیل می دهند ...
این را هم فراموش نکنید که یک زن هر چقدر هم که بگوید دنبال مال و منال دنیا نیست باز هم هیچ چیز مثل یک انگشتر بزرگ الماس خوشحالش نمیکند !
و حالا دیگه اگر خیلی شانستون زد و دختری بهتون روی خوش نشون داد و تونستید ازدواج کنید ...
تازه می فهمید ای داد بیداد که عجب ... کردید !!! 
در عصر حجر
* داشتن گرز بزرگ تر و و محکم تر (مثل امروز که هر کس ماشينش شيکتر و با کلاس تر باشد گزينه هاي بهتري گيرش مياد!)
*داشتن پشم و پيلي در ناحيه سينه آقايون (نکته: پشم و پيلي نام يکي از عضو هاي بسيار مهم و حياتي در بدن مرد هاي قديم بود که نشانه مردانگي هم بود.)
*داشتن غار بزرگ تر
*داشتن لباس!(که اين يکي رو فقط مرفهان بي درد اون دوره داشتند)
هدف از مخ زني: بر اساس نقاشي هاي به دست آمده از روي غار ها انجام اين عمليات احتمالاً هيچ هدفي رو دنبال نمي کرده و تنها جهت هضم شدن غذا بوده!(چون بر اساس مطالعات پزشکي گوشت دايناسور دير هضمه و بايد فعاليت شديد! داشته باشي تا هضم بشه)
بعد از عصر حجر
يه عصري اومد که در اون زن ها خيلي راحت در دسترس بودند و لازم نبود کلي تلاش کني تا مخشون رو بزني. البته به دليل تلاش هاي زيادي که بعضي از زنان فمنيست جهت حذف کردن اين قسمت تاريخ داشته اند ما اطلاعات دقيقي از اين دوران نداريم.ولي ميدونيم هميشه هم نبوده که مردا زجر بکشن!بلکه يه دوره اي توي تاريخ بوده که مردا حالشو بردند و چيز ديگه اي که ميدونيم اينه که احتمالاً زنهاي اين دوره انسانهاي بسيار فهيم و با منطقي بوده اند و خودشون درک کردند که اگر الکي کلاس بذارند ترشيده مي شن و ميمونن روي دست ننه باباهشون واسه همين هيچوقت نه نميگفتند!!!!
دوره هخامنشي
در اين عصر رن و مرد زبون همديگه رو مي فهميدند ولي هنوز ساعت مچي اختراع نشده بود که بشه با گفتن جمله عزيزم ساعت چنده مخ يه دختر خانوم رو بزني! و اصولاً زن هاي اين دوره دو دسته بودند يکي زن هاي اشراف زاده و درباري بودند که کافي بود يه تيکه ناقابل بشون بندازي تا حسابت با کرام الکاتبين و شخص داريوش و کورش کبير باشه و دسته ديگه زن هاي رعيت بودند که تنها کاري که بلد بودند آشپزي و آوردن آب از چاه بود!براي همين در اين دوران براي اينکه يک زن خوب رو براي خودت برداري بايد اول کلي زحمت مي کشيدي و روش هاي شمشير زني و ... رو ياد مي گرفتي.بعد ميرفتي توي جنگ شرکت مي کردي.بعد اگه احياناً زنده مي موندي ميتونستي يکي از زن هاي دشمن رو واسه خودت به غنيمت ببري!پس مي بينيم که باز هم علي رغم اينکه انسان بسيار پيشرفت کرده بود(نسبت به عصر حجر) اما بازم مخ زني يکي از کار هاي شاق بود!اما براي زدن مخ زنان درباري بايد ويژگي هاي زير رو مد نظر قرار ميدادند:
*حداقل يکي از اجداد پدري و مادري بايد يه ربطي به دربار داشته باشه تا مثلاً خون پادشاهان در رگ اون مرد جاري باشه(به اصطلاح امروزي آقازاده باشه!!!)
*داشتن شمشير از جنس طلا و سپر از جنس نقره و نيزه از جنس برنج (رجوع شود به شرايط گرز در عصر حجر)
*داشتن ريش بلند (رجوع شود به شرايط پشم! در عصر حجر)
هدف از مخ زني: بر اساس کتيبه هاي به جا مانده از تخت جمشيد هدف از مخ زني داشتن نوکران و کنيزان زياد و خوردن شراب بوده
دوره قاجار
در اين دوره يه پادشاهي بوده به اسم آقا (آغا) محمد خان قاجار که همه ميدونيم چه مرگش بوده! آره ديگه خلاصه به خاطر اين بلاي خانمان سوزي که اين جناب بش دچار شده بودند(و ايشالله خدا نصيب هيچ مردي نکنه) يه کمي زياد عقده اي شده بودند و به همين دليل نمي تونستند ببينن که يه مردي براي اينکه زن دلخواهش رو به دست بياره عمليات مخ زني انجام بده و هر کسي که اين کارو مي کرد چشماش رو در مي آورد تا عبرت بقيه شه!و کلاً اون عمليات قدغن و غير قانوني بوده. به همين دليل در اون زمان به دليل اين محدوديت فوق العاده روش مخ زني زياد پيشرفتي نکرد و به دليل زير زميني بودن! اطلاعات دقيقي از چگونگي انجام آن در دست نيست.البته بر اساس يک نوشته تاريخي تأييد نشده در اين دوران براي مخ زني بي بي صغرا و ننه سکينه پس از شناسايي دختر مورد نظر(يا همون طعمه) به حمام مي رفتند (در روزي که طعمه هم به حمام مي رفت ) و بدن وي را در حمام ديد مي زدند و در صورت تأييد اين عزيزان و زدن مهر استاندارد و ايزو 9002 ادامه عمليات در خانه پدر دختر و تحت عنوان خواستگاري انجام ميشد و نه پسر دختر رو مي ديد و نه دختر!(به نظر من که خيلي باحال بوده.فکرشو بکنيد يه روز مامانتون بياد بتون بگه عزيزم امروز ساعت 5 برو کافي شاپ هويج دوست دخترت اونجا منتظرته!)
هدف از مخ زني: داشتن پسر جهت ادامه شغل پدر!
دوره پهلوي
در اين دوره مردم يه کمي زياد سياسي فکر مي کردند و اصولاً زياد توجهي به دختر و مخ و اين حرفا نداشتند و به غير از شهرام شب پره و ابي و فردين بقيه مردا تو فکر براندازي نظام بودند! براي همين حکومت هم براي اين که بياد کار مردا رو آسون تر کنه و باعث بشه اونا ديگه به سياست فکر نکنن يه مکان هاي تفريحي –بي فرهنگي! رو درست کرد به اسم کاباره که مردا مي رفتن توش و يه کار هاي بدي رو انجام مي دادن که من الان عرق شرم بر پيشانيم نشسته و نمي تونم بگم!خلاصه در اين دوران هم به دليل سهولت بيش از حد دسترسي به داف! عمليات مخ زني چندان پيشرفتي نداشت . اما خوب بر اساس نسخه هاي به جا مانده از فيلم هاي فارسي آن دوران چند تا کار سخت براي مخ زدن بايد انجام ميشده که عبارت بودند از:
*فقير بودن و بي خانمان بودن پسر!(جهت زدن مخ دختران مرفه و بي درد اين امر بسيار لازم بوده است)
*داشتن زور زياد و توانايي دريبل زدن چند نفر به طور همزمان....نه چيز ببخشيد منظورم توانايي کتک زدن چند نفر به طور همزمان بود(امان از دست اين عادل فردوسي پور!)
*شباهت ظاهري به محمد علي فردين و بهروز وثوق
*کشيدن سختي هاي بسيار در دوران کوردکي.
*داشتن شلوار دمپا گشاد و کت چهار خانه و ريش مدل داريوشي
*توانايي خواندن آهنگ سلطان قلب ها به صداي بلند!
*داشتن ويژگي مردانه در حد دعوت شدن به تيم ملي!(به طور مثال اون دوران يکي از نشانه هاي مردانگي بوي عرق و بوي نئشه آور! توالت بعد از خروج مردان بود! در حاليکه امروز اين دو تا بو نشانه آبرو ريزي و بي کلاسيه)
هدف از مخ زني:رسيدن به پول و پله ي پدر پولدار دختر و داشتن زندگي راحت و مرفه!
دوره انقلاب تا چند سال پيش
در اين دوره روش هاي مخ زني تغييري کرد اساسي و به نام خواستگاري تغيير نام داد.يک آقا پسر گل باقالي با يک دسته گل و شيرني همراه مادر و پدر به خانه دختر مورد نظر رفته و بعد از انجام کار هاي اداري لازم! از قبيل تعيين مهريه و شير بها و .... دختر و پسر به صورت رسمي دوست دختر و دوست پسر مي شدند که بهش زن و شوهر مي گفتند!لازم به ذکر است که در انتهاي اين دوره نقش تکنولوژي در مخ زني نمايان شد و سوال حياتي و سرنوشت ساز عزيزم ساعت چنده توسط يکي از پيشگامان عرصه مخ و مخ زني جناب آقاي الف .ي اختراع گشت.و اما ويژگي هاي لازم براي مخ زدن دختر خانوم ها:
* سر به زير بودن آقا پسر(که واقعاً خيلي شرط سختي بوده)
*داشتن سيبيل جهت نمايش مردانگي
هدف از مخ زني:تشکيل خانواده
دوره امروز
به گواهي تاريخ در هيچ دوره اي به اندازه امروز مخ زدن دختر ها سخت تر نبوده و نخواهد بود! به طوري که امروز اگر يک پسر بخواهد مخ دختري را تيليط(تريد) نمايدبايد حتي الامکان و از نظر ظاهري شبيه يک دختر باشد تا آن دختر معصوم بتواند با پسر احساس نزديکي کند!
ويژگي هاي اساسي جهت مخ زدن:
*داشتن ماشين و موبايل و ساير وسايل مدرن که نشان دهنده احترام به تکنولوژي مي باشد!
*تسلط به زبان انگليسي جهت گفتن عبارات
ok عزيزم- چشم honey –momi وDady رفتن بيرون و من تنهام!-I love u و ....
*آشنايي به اينترنت و ياهو مسنجر ولي در عين حال انکار کردن اين ويژگي در جمع!
*نداشتن سيبيل و پشم و پيلي و به طور کلي تمام ويژگي هاي مردانه دوره هاي قبلي
* به روز بودن(Up to date)
داشتن فاميل در کشور هاي اروپايي , امريکايي و حوزه درياي کارائيب!
و هزاران مورد ديگر که شما بهتر از من مي دانيد!
هدف از مخ زني:پر کردن اوقات فراغت و انجام راهکاري جهت حل معضل ازدواج!!
اما يه نکته:تا دو سال پيش اگه دنبال دوست دختر بوديم واسمون به صرفه تر از داشتن همسر بود .چون به هر حال واسه ازدواج نيازمند ماشين و خونه و شغل و .... مي بوديم.اما با اين روندي که داره پيش ميره - و اينکه دختراي اين دوره زمونه به جاي اينکه دنبال يه دوست و همدم باشند انگار دنبال يه جنس اتيغه و لوکس هستند- من پيش بيني مي کنم تا دوسال ديگه ازدواج خيلي با صرفه تر از داشتن دوست دختر باشه 
)ادعا کرد: "ژن مردان به تدریج در حال تحلیل رفتن و نابودی است و از این رو نسل مردان ممکن است طی چند میلیون سال آینده به طور کامل منقرض شود."
به گزارش عصر ایران به نقل از روزنامه دیلی تلگراف، «جنیفر گریوز» متخصص کروموزوم های جنسیتی می گوید: "کروموزم Y در مردان رو به زوال است و احتمال دارد ظرف پنج میلیون سال آینده با نابودی کامل این کروموزوم، هیچ موجود مردی بر روی کره زمین باقی نماند."
این محقق انگلیسی در عین حال می گوید: "البته مردان ممکن است بتوانند همچون گونه ای از یک جونده (نوعی موش)
که به رغم فقدان ژن های حیاتی تشکیل دهنده کروموزوم Y، هنوز قادر به تولیدمثل است، به بقای خود ادامه دهند."
وی که در جمع دانشجویان پزشکی در «رویال کالج جراحان» ایرلند سخنرانی می کرد، افزود: " شما برای مرد بودن به یک کروموزم Y احتیاج دارید، اما حتی ممکن است در آینده شاهد تولد گونه ای جدید از انسان ها باشیم."
گریوز خاطرنشان کرد: "کروموزوم Y رو به نابودی است و این سئوال مهم مطرح است که پس از آن چه اتفاقی خواهد افتاد."
این محقق دانشگاه ملی استرالیا که در زمینه «محو کروموزوم Y و تاثیر آن بر روی انسان ها» سخنرانی می کرد ادامه داد: "هنوز معلوم نیست زمانی که کروموزوم Y ناپدید شود چه اتفاقی خواهد افتاد. انسان ها نمی توانند مثل برخی حیوانات تولید مثل غیرجنسی نمایند زیرا چند ژن حیاتی است که باید از مردان بوجود آید."
گفتنی است تقریباً یک دهه از زمان اولین پیشگویی دانشمندان در رابطه با از دست رفتن کروموزوم Y در مردان می گذرد. در واقع کروموزوم Y باعث می شود که مردان ، مرد باشند.
با این حال تمام ژنتیک دانان معتقدند زوال کروموزوم Y در انسان متوقف شده است. «جنی آ. مارشال» از دانشگاه ملی استرالیا معتقد است: از 300 میلیون سال گذشته که کروموزوم Y انسان متولد شد، به تدریج تحلیل رفته است. ولی همچنان این بحث ادامه دارد که آیا کاهش نسل مردان در مقایسه با زنان متوقف شده است یا خیر ؟
بیبین اینا چیکارمون دارن میکنن.
.بدبخت شدیم رفت 

درددل می کرد با چشمی پر آب
گفت:مادر حالم اصلا خوب نیست
زندگی از بهر من مطلوب نیست
گو چه خاکی را بریزم بر سرم؟
روی دستت باد کردم مادرم!
سن من از بیست وشش افزون شد
دل میان سینه غرق خون شد
هیچ کس مجنون این لیلا نشد
شوهری از بهر من پیدا نشد
غم میان سینه شد انباشته
بوی ترشی خانه را برداشته!
مادرش چون حرف دختش را شنفت
خنده بر لب آمدش آهسته گفت:
دخترم بخت تو هم وا می شود
غنچه ی عشقت شکوفا می شود
غصه ها را از وجودت دور کن
این همه شوهر یکی را تور کن!
گفت دختر مادر محبوب من!
ای رفیق مهربان و خوب من!
گفته ام با دوستانم بارها
من بدم می آید از این کارها
در خیابان یا میان کوچه ها
سر به زیر و با وقارم هر کجا
کی نگاهی می کنم بر یک پسر
مغز یابو خورده ام یا مغز خر!؟
غیر از آن روزی که گشتم همسفر
با سعیدویاسر وایضا صفر
با سه تاشان رفته بودم سینما
بگذریم از مابقی ماجرا!
یک سری هم صحبت صادق شدم
او خرم کرد آخرش عاشق شدم
یک دو ماهی یار من بود و پرید
قلب من از عشق او خیری ندید
مصطفای حاج علی اصغر شله
یک زمانی عاشق من شد،بله
بعد جعفر یار من عباس بود
البته وسواسی وحساس بود
بعد ازآن وسواسی پر ادعا
شد رفیقم خان داداش المیرا
بعد او هم عاشق مانی شدم
بعد مانی عاشق هانی شدم
بعدهانی عاشق نادر شدم
بعد نادر عاشق ناصر شدم
مادرش آمد میان حرف او
گفت: ساکت شو دگر ای فتنه جو!
گرچه من هم در زمان دختری
روز و شب بودم به فکر شوهری
لیک جز آن که تو را باشد پدر
دل نمی دادم به هرکس اینقدر
خاک عالم بر سرت ،خیلی بدی
واقعا که پوز مادر را زدی


•زن، همیشه قوانین را وضع نموده و تصویب کند
•قوانین ممکن است بدون اطلاع قبلی تغییر کند
•امکان ندارد مردی تمام قوانین را بداند
•چنانچه زن شک ببرد که مرد تمام یا برخی از قوانین را میداند، میتواند بلافاصله قوانین را تغییر دهد
•زن هرگز اشتباه نمیکند
•چنانچه به نظر آید که زن در اشتباه است، علت آن است که مرد حرفی بیجا و اشتباه بر زبان آورده یا کاری اشتباه کرده که باعث سوء تفاهمی آشکار و در نتیجه، اشتباه زن شده است
•چنانچه مورد بالا اتفاق افتاد، مرد باید بلافاصله معذرت بخواهد، چرا که او باعث سوء تفاهم شده است
•زن میتواند هر زمان که اراده کند، تصمیم خود را عوض کند
•مرد هرگز نباید بدون رضایت صریح زن، تصمیم خود را عوض کند
•زن حق دارد در هر زمان عصبانی یا مشوش باشد
•مرد باید در تمامی اوقات آرام باشد، مگر اینکه زن از او بخواهد عصبانی شود
•زن ممکن است از مرد بخواهد که عصبانی باشد یا عصبانی نباشد، اما تحت هیچ شرایطی نباید او را از نیت خود آگاه سازد
•مرد مکلف است، در تمامی اوقات ذهن زن را بخواند
•در تمامی اوقات و در هر زمان و مکان آنچه مهم است این است که منظور زن چه بود، نه اینکه چه گفت.
•چنانچه مرد هر زمان که تصور میکند درست میگوید کافی است به بند ۵ مراجعه نماید








این دو هواپیما در ارتفاع بالا بر فراز محل پرتاب ماهواره امید حضور یافته و سیستم مخابراتی پرتاب ماهواره را مختل میكنند، اما با استفاده از سیستم جایگزین، ماهواره با موفقیت پرتاب شد
به گفته رییس جمهور قرار بود این ماهواره روز اول بهمن ماه همزمان با آغاز كار اوباما پرتاب شود، اما به دلیل شرایط جوی محل، پرتاب ماهواره حدود دو هفته به تعویق افتتاد
سپس قرار شد ماهواره امید صبح روز چهاردهم بهمن پرتاب شود اما مجددا اوضاع جوی محل در نظر گرفته شده برای پرتاب موشك ماهوارهبر نامساعد شد و به همین دلیل پرتاب ماهواره تا بعد از ظهر آن روز به تأخیر افتاد
بعد از ظهر روز چهاردهم بهمن، هنگامی كه ماهواره بر برای پرتاب آماده شد، دو فروند هواپیمای رادارگریز بدون سرنشین دشمن در ارتفاع بالا بر فراز محل پرتاب ماهواره شروع به گشت زنی كرده و با انجام جنگ الكترونیك سیستم مخابراتی پرتاب ماهواره را مختل كردند
ابتدا قرار بود ابن دو فروند هواپیما توسط نیروهای ایرانی منهدم شود، اما تصمیم تغییر كرد
پس از مختل شدن سیستم مخابراتی پرتاب ماهواره، با تدابیر پیش بینی شده، سیستم ذخیره برای پرتاب ماهواره بر سفیر 2 كه حامل ماهواره امید بود، فعال شد و در ساعت 10 شب ماهواره امید به فضا پرتاب شد و پس از 8 دقیقه در مدار قرار گرفت. 

******************************************
گیرنده : همسر عزیزم
موضوع : من رسیدم
میدونم که از گرفتن این نامه حسابی غافلگیر شدی . راستش آنها اینجا کامپیوتر دارند و هر کس به اینجا می آد میتونه برای عزیزانش نامه بفرسته . من همین الان رسیدم و همه چیز را چک کردم . همه چیز برای ورود تو رو به راهه . فردا میبینمت . امیدوارم سفر تو هم مثل سفر من بی خطر باشه . وای چه قدر اینجا گرمه !!!
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()


باز کن پنجره ها را، که نسیم
روز میلاد اقاقی ها را
جشن می گیرد،
و بهار،
روی هر شاخه، کنار هر برگ،
شمع روشن کرده است.
همه ی چلچله ها برگشتند،
و طراوت را فریاد زدند.
کوچه یکپارچه آواز شده است،
و درخت گیلاس،
هدیه ی جشن اقاقی ها را،
گل به دامن کرده است.
باز کن پنجره ها را ای دوست!
هیچ یادت هست،
که زمین را عطشی وحشی سوخت؟
برگ ها پژمردند؟
تشنگی با جگر خاک چه کرد؟
هیچ یادت هست،
توی تاریکی شب های بلند،
سیلی سرما با خاک چه کرد؟
با سر و سینه ی گل های سپید،
نیمه شب، باد غضبناک چه کرد؟
هیچ یادت هست؟
حالیا معجزه ی باران را باور کن!
و سخاوت را در چشم چمن زار ببین!
و محبت را در روح نسیم،
که در این کوچه ی تنگ،
با همین دست تهی،
روز میلاد اقاقی ها
جشن می گیرد.
خاک، جان یافته است.
تو چرا سنگ شدی؟
تو چرا این همه دلتنگ شدی؟
باز کن پنجره ها را...
و بهاران را باور کن!



